water gushes
آب فوران میکند
blood gushes
خون فوران میکند
love gushes
عشق فوران میکند
emotion gushes
احساس فوران میکند
joy gushes
شادی فوران میکند
waterfall gushes
آبشار فوران میکند
enthusiasm gushes
اشتیاق فوران میکند
tears gushes
اشکها فوران میکنند
creek gushes
چشمه جاری میشود
praise gushes
تعریف فوران میکند
the water gushes from the fountain.
آب از فواره فوران می کند.
she gushes about her new job.
او در مورد شغل جدیدش با هیجان صحبت می کند.
the river gushes after the heavy rain.
بعد از باران شدید، رودخانه فوران می کند.
he gushes with excitement at the concert.
او در کنسرت با هیجان فوران می کند.
the lava gushes from the volcano.
گدازه از آتشفشان فوران می کند.
she gushes over the beautiful scenery.
او از منظره زیبا با هیجان صحبت می کند.
the oil gushes from the well.
نفت از چاه فوران می کند.
he gushes with pride when he talks about his children.
او با افتخار با هیجان در مورد فرزندانش صحبت می کند.
the crowd gushes with applause after the performance.
بعد از اجرا، جمعیت با تشویق فوران می کند.
she gushes with affection for her pet.
او با علاقه زیاد با حیوان خانگی خود صحبت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید