gushes

[ایالات متحده]/ˈɡʌʃɪz/
[بریتانیا]/ˈɡʌʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فوران؛ یک جریان ناگهانی و شدید
v. به طور سریع و قوی بیرون ریختن؛ به طور شگفت‌انگیز یا بیش از حد صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water gushes

آب فوران می‌کند

blood gushes

خون فوران می‌کند

love gushes

عشق فوران می‌کند

emotion gushes

احساس فوران می‌کند

joy gushes

شادی فوران می‌کند

waterfall gushes

آبشار فوران می‌کند

enthusiasm gushes

اشتیاق فوران می‌کند

tears gushes

اشک‌ها فوران می‌کنند

creek gushes

چشمه جاری می‌شود

praise gushes

تعریف فوران می‌کند

جملات نمونه

the water gushes from the fountain.

آب از فواره فوران می کند.

she gushes about her new job.

او در مورد شغل جدیدش با هیجان صحبت می کند.

the river gushes after the heavy rain.

بعد از باران شدید، رودخانه فوران می کند.

he gushes with excitement at the concert.

او در کنسرت با هیجان فوران می کند.

the lava gushes from the volcano.

گدازه از آتشفشان فوران می کند.

she gushes over the beautiful scenery.

او از منظره زیبا با هیجان صحبت می کند.

the oil gushes from the well.

نفت از چاه فوران می کند.

he gushes with pride when he talks about his children.

او با افتخار با هیجان در مورد فرزندانش صحبت می کند.

the crowd gushes with applause after the performance.

بعد از اجرا، جمعیت با تشویق فوران می کند.

she gushes with affection for her pet.

او با علاقه زیاد با حیوان خانگی خود صحبت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید