gushy

[ایالات متحده]/ˈɡʌʃi/
[بریتانیا]/ˈɡʌʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور افراطی احساساتی یا پرشور؛ در حال جاری شدن یا ریختن

عبارات و ترکیب‌ها

gushy praise

تعریف اغراق‌آمیز

gushy love

عشق اغراق‌آمیز

gushy comments

نظرات اغراق‌آمیز

gushy letter

نامه اغراق‌آمیز

gushy reviews

نقد و بررسی اغراق‌آمیز

gushy response

پاسخ اغراق‌آمیز

gushy friendship

دوستی اغراق‌آمیز

gushy speech

سخنرانی اغراق‌آمیز

gushy feelings

احساسات اغراق‌آمیز

gushy adoration

تحسین اغراق‌آمیز

جملات نمونه

she became quite gushy when talking about her new puppy.

او وقتی در مورد توله سگ جدیدش صحبت می‌کرد، بسیار احساساتی و اغراق‌آمیز شد.

his gushy compliments made her blush.

تعارفات اغراق‌آمیز او باعث سرخ شدن او شد.

the movie was so gushy that i couldn't take it seriously.

فیلم آنقدر اغراق‌آمیز بود که نتوانستم آن را جدی بگیرم.

they wrote a gushy letter to their favorite author.

آنها یک نامه اغراق‌آمیز به نویسنده مورد علاقه خود نوشتند.

her gushy attitude made everyone feel uncomfortable.

حرف و عمل اغراق‌آمیز او باعث ناراحتی همه شد.

he always gets gushy during romantic movies.

او همیشه در طول فیلم‌های عاشقانه بسیار احساساتی می‌شود.

the review was overly gushy, lacking critical insight.

نقد آنقدر اغراق‌آمیز بود که فاقد بینش انتقادی بود.

she can be a bit gushy when discussing her favorite bands.

وقتی در مورد گروه‌های موسیقی مورد علاقه خود صحبت می‌کند، کمی اغراق‌آمیز است.

his gushy enthusiasm for the project inspired the team.

اشتیاق اغراق‌آمیز او به پروژه، تیم را الهام بخشید.

they exchanged gushy messages on social media.

آنها پیام‌های اغراق‌آمیز در رسانه‌های اجتماعی رد و بدل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید