high gustiness
وزش شدید باد
gustiness factor
ضریب وزش باد
gustiness level
سطح وزش باد
increased gustiness
افزایش وزش باد
gustiness warning
هشدار وزش باد
gustiness report
گزارش وزش باد
gustiness impact
اثرات وزش باد
gustiness conditions
شرایط وزش باد
gustiness assessment
ارزیابی وزش باد
gustiness analysis
تجزیه و تحلیل وزش باد
the gustiness of the wind made it difficult to walk outside.
وزش شدید باد باعث شد راه رفتن در فضای باز دشوار باشد.
we experienced significant gustiness during the storm last night.
ما در طول طوفان دیشب وزش شدید باد قابل توجهی را تجربه کردیم.
the gustiness at the beach was perfect for kite flying.
وزش باد در ساحل برای پرواز بالن عالی بود.
gustiness can often lead to unpredictable weather changes.
وزش باد اغلب می تواند منجر به تغییرات غیرقابل پیش بینی آب و هوا شود.
he struggled to keep his hat on due to the gustiness.
او به دلیل وزش باد برای نگه داشتن کلاهش تلاش کرد.
the gustiness increased as the front approached.
با نزدیک شدن جبهه، وزش باد افزایش یافت.
gustiness is common in mountainous regions.
وزش باد در مناطق کوهستانی رایج است.
we noticed the gustiness while sailing on the lake.
ما در حالی که روی دریاچه قایموری می کردیم، وزش باد را متوجه شدیم.
gustiness can make flying a drone more challenging.
وزش باد می تواند پرواز پهپاد را چالش برانگیزتر کند.
she enjoyed the gustiness of the autumn winds.
او از وزش بادهای پاییزی لذت برد.
high gustiness
وزش شدید باد
gustiness factor
ضریب وزش باد
gustiness level
سطح وزش باد
increased gustiness
افزایش وزش باد
gustiness warning
هشدار وزش باد
gustiness report
گزارش وزش باد
gustiness impact
اثرات وزش باد
gustiness conditions
شرایط وزش باد
gustiness assessment
ارزیابی وزش باد
gustiness analysis
تجزیه و تحلیل وزش باد
the gustiness of the wind made it difficult to walk outside.
وزش شدید باد باعث شد راه رفتن در فضای باز دشوار باشد.
we experienced significant gustiness during the storm last night.
ما در طول طوفان دیشب وزش شدید باد قابل توجهی را تجربه کردیم.
the gustiness at the beach was perfect for kite flying.
وزش باد در ساحل برای پرواز بالن عالی بود.
gustiness can often lead to unpredictable weather changes.
وزش باد اغلب می تواند منجر به تغییرات غیرقابل پیش بینی آب و هوا شود.
he struggled to keep his hat on due to the gustiness.
او به دلیل وزش باد برای نگه داشتن کلاهش تلاش کرد.
the gustiness increased as the front approached.
با نزدیک شدن جبهه، وزش باد افزایش یافت.
gustiness is common in mountainous regions.
وزش باد در مناطق کوهستانی رایج است.
we noticed the gustiness while sailing on the lake.
ما در حالی که روی دریاچه قایموری می کردیم، وزش باد را متوجه شدیم.
gustiness can make flying a drone more challenging.
وزش باد می تواند پرواز پهپاد را چالش برانگیزتر کند.
she enjoyed the gustiness of the autumn winds.
او از وزش بادهای پاییزی لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید