clogged gutter
چاهک مسدود شده
clean the gutter
تمیز کردن ناژوان
gutter maintenance
نگهداری ناژوان
roof gutter
ناژوان سقف
in the gutter
در ناژوان
gutter language; the gutter press.
زبان فحاشی؛ رسانه های زرد
Gutters lead the water into the ditch.
ناودانها آب را به داخل جوی هدایت میکنند.
the gutters were clogged up with leaves.
ناودان ها با برگ ها مسدود شده بودند.
a sudden downpour had filled the gutters and drains.
یک باران ناگهانی باعث پر شدن ناودان ها و زهکش ها شده بود.
my cheeks are guttered with tears.
گونههایم با اشکها چاله چوله شدهاند.
the raindrops gutter down her visage.
قطرات باران روی گونه او میریزند.
a big concrete gutter that paralleled the road.
یک ناودان بتنی بزرگ که در امتداد جاده قرار داشت.
we have no truck with that style of gutter journalism.
ما با آن سبک روزنامهنگاری زرد ارتباطی نداریم.
Somebody must control the gutter press in this country.
در این کشور کسی باید رسانههای زرد را کنترل کند.
The gutter took away the rain-water from the roof.
ناودان آب باران را از روی سقف جمع کرد.
the candles had almost guttered out .
شمعها تقریباً خاموش شده بودند.
The creeper is growing in towards the gutter, and should be cleared away.
گیاه رونده به سمت ناودان در حال رشد است و باید از بین برود.
He picked her out of the gutter and made her a great lady.
او را از فلاکت بیرون آورد و به یک بانوی بزرگ تبدیلش کرد.
A notoriously absent-minded professor was one day observed walking along the street with one foot continually in the gutter, the other on the pavement.
یک استاد به شدت فراموشکار یک روز دیده شد که با یک پا به طور مداوم در جویبار و پای دیگر روی پیادهرو در خیابان قدم میزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید