| جمع | gyves |
gyve hand
دستبند
gyve chain
زنجیر
gyve foot
پای دستبند
gyve prisoner
بازمان دستبند
gyve leg
ساق دستبند
gyve to
به دستبند
gyve together
دستبند با هم
gyve around
دور دستبند
gyve off
برداشتن دستبند
gyve up
بالا آوردن دستبند
he felt gyved by the constraints of his job.
او احساس خفقان کرد زیرا شغلش محدودیتهای زیادی داشت.
the prisoner was gyved and unable to escape.
زندانی زنجیر شده بود و نتوانست فرار کند.
she felt gyved by her responsibilities at home.
او احساس خفقان کرد زیرا مسئولیتهای زیادی در خانه داشت.
his creativity was gyved by strict guidelines.
خلاقیت او به دلیل دستورالعملهای سختگیرانه محدود شده بود.
they gyved the project with too many rules.
آنها پروژه را با قوانین بیش از حد محدود کردند.
feeling gyved, he decided to break free.
احساس خفقان، او تصمیم گرفت آزاد شود.
she was gyved by societal expectations.
او به دلیل انتظارات جامعه محدود شده بود.
the artist felt gyved by commercial demands.
هنرمند احساس خفقان کرد زیرا خواستههای تجاری وجود داشت.
his potential was gyved by a lack of opportunity.
پتانسیل او به دلیل فقدان فرصت محدود شده بود.
they gyved their creativity with too many limitations.
آنها خلاقیت خود را با محدودیتهای بیش از حد محدود کردند.
gyve hand
دستبند
gyve chain
زنجیر
gyve foot
پای دستبند
gyve prisoner
بازمان دستبند
gyve leg
ساق دستبند
gyve to
به دستبند
gyve together
دستبند با هم
gyve around
دور دستبند
gyve off
برداشتن دستبند
gyve up
بالا آوردن دستبند
he felt gyved by the constraints of his job.
او احساس خفقان کرد زیرا شغلش محدودیتهای زیادی داشت.
the prisoner was gyved and unable to escape.
زندانی زنجیر شده بود و نتوانست فرار کند.
she felt gyved by her responsibilities at home.
او احساس خفقان کرد زیرا مسئولیتهای زیادی در خانه داشت.
his creativity was gyved by strict guidelines.
خلاقیت او به دلیل دستورالعملهای سختگیرانه محدود شده بود.
they gyved the project with too many rules.
آنها پروژه را با قوانین بیش از حد محدود کردند.
feeling gyved, he decided to break free.
احساس خفقان، او تصمیم گرفت آزاد شود.
she was gyved by societal expectations.
او به دلیل انتظارات جامعه محدود شده بود.
the artist felt gyved by commercial demands.
هنرمند احساس خفقان کرد زیرا خواستههای تجاری وجود داشت.
his potential was gyved by a lack of opportunity.
پتانسیل او به دلیل فقدان فرصت محدود شده بود.
they gyved their creativity with too many limitations.
آنها خلاقیت خود را با محدودیتهای بیش از حد محدود کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید