gyve

[ایالات متحده]/ɡaɪv/
[بریتانیا]/ɡaɪv/

ترجمه

n. دستبند یا پا بند برای پاها یا دست‌ها
vt. با دستبند بستن
Word Forms
جمعgyves

عبارات و ترکیب‌ها

gyve hand

دستبند

gyve chain

زنجیر

gyve foot

پای دستبند

gyve prisoner

بازمان دستبند

gyve leg

ساق دستبند

gyve to

به دستبند

gyve together

دستبند با هم

gyve around

دور دستبند

gyve off

برداشتن دستبند

gyve up

بالا آوردن دستبند

جملات نمونه

he felt gyved by the constraints of his job.

او احساس خفقان کرد زیرا شغلش محدودیت‌های زیادی داشت.

the prisoner was gyved and unable to escape.

زندانی زنجیر شده بود و نتوانست فرار کند.

she felt gyved by her responsibilities at home.

او احساس خفقان کرد زیرا مسئولیت‌های زیادی در خانه داشت.

his creativity was gyved by strict guidelines.

خلاقیت او به دلیل دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه محدود شده بود.

they gyved the project with too many rules.

آنها پروژه را با قوانین بیش از حد محدود کردند.

feeling gyved, he decided to break free.

احساس خفقان، او تصمیم گرفت آزاد شود.

she was gyved by societal expectations.

او به دلیل انتظارات جامعه محدود شده بود.

the artist felt gyved by commercial demands.

هنرمند احساس خفقان کرد زیرا خواسته‌های تجاری وجود داشت.

his potential was gyved by a lack of opportunity.

پتانسیل او به دلیل فقدان فرصت محدود شده بود.

they gyved their creativity with too many limitations.

آنها خلاقیت خود را با محدودیت‌های بیش از حد محدود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید