hafts

[ایالات متحده]/hɑːfts/
[بریتانیا]/hæfts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته‌های ابزار یا سلاح‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

hafts of tools

دسته ابزار

hafts of axes

دسته تبر

hafts of spears

دسته نیزه

hafts of knives

دسته چاقو

hafts of hammers

دسته چکش

hafts of brushes

دسته قلم‌مو

hafts of swords

دسته شمشیر

hafts of picks

دسته کلنگ

hafts of mallets

دسته پتک

hafts of shovels

دسته بیل

جملات نمونه

he has haft a difficult time adjusting to the new environment.

او زمان زیادی را برای سازگاری با محیط جدید صرف کرده است.

she has haft her share of challenges in her career.

او نیز سهم خود از چالش ها را در حرفه خود داشته است.

they have haft to make tough decisions during the project.

آنها مجبور شده اند در طول پروژه تصمیمات دشواری بگیرند.

we have haft several meetings to discuss the proposal.

ما چندین جلسه برای بحث در مورد پیشنهاد داشته ایم.

he has haft a lot of support from his friends.

او حمایت زیادی از دوستانش دریافت کرده است.

she has haft to learn quickly to keep up with the class.

او مجبور شده است به سرعت یاد بگیرد تا بتواند با کلاس همراه شود.

they have haft a great deal of fun at the party.

آنها اوقات خوبی را در مهمانی داشته اند.

we have haft some interesting discussions about the topic.

ما بحث های جالبی در مورد این موضوع داشته ایم.

he has haft to deal with many obstacles in his life.

او مجبور شده است با بسیاری از موانع در زندگی خود مقابله کند.

she has haft a unique perspective on the issue.

او دیدگاهی منحصر به فرد در مورد این موضوع دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید