haggles

[ایالات متحده]/ˈhæɡəlz/
[بریتانیا]/ˈhæɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مذاکره بر سر قیمت
v. مذاکره بر سر شرایط یک معامله

عبارات و ترکیب‌ها

he haggles hard

او سخت چانه می‌زند

she haggles well

او خوب چانه می‌زند

always haggles prices

همیشه درباره قیمت‌ها چانه می‌زند

haggles over details

درباره جزئیات چانه می‌زند

haggles for discounts

برای تخفیف چانه می‌زند

haggles with sellers

با فروشندگان چانه می‌زند

haggles on prices

درباره قیمت‌ها چانه می‌زند

haggles at markets

در بازارها چانه می‌زند

haggles like pros

مثل متخصص‌ها چانه می‌زند

haggles for better

برای بهتر شدن چانه می‌زند

جملات نمونه

she always haggles over the price at the market.

او همیشه در بازار بر سر قیمت چانه می‌زند.

he haggles with the seller to get a better deal.

او برای گرفتن معامله بهتری با فروشنده چانه می‌زند.

it's common to haggle in open-air markets.

چانه زدن در بازارهای روباز رایج است.

she doesn't like to haggle; she prefers fixed prices.

او دوست ندارد چانه بزند؛ او ترجیح می دهد قیمت ثابت باشد.

many tourists are surprised when they see locals haggle.

بسیاری از گردشگران وقتی می بینند مردم محلی چانه می زنند، تعجب می کنند.

he learned how to haggle during his travels abroad.

او در طول سفرهای خود به خارج از کشور یاد گرفت که چگونه چانه بزند.

when buying a car, it's important to haggle for the best price.

هنگام خرید خودرو، مهم است که برای بهترین قیمت چانه بزنید.

she haggles fiercely, determined to save money.

او با جدیت چانه می‌زند، مصمم به صرفه‌جویی در هزینه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید