haggis dish
غذای هاگیز
haggis festival
جشنواره هاگیز
haggis recipe
دستور پخت هاگیز
haggis lover
عاشق هاگیز
haggis pie
پای هاگیز
haggis roll
رول هاگیز
haggis meal
وعده غذایی هاگیز
haggis toast
نان تست هاگیز
haggis shop
فروشگاه هاگیز
haggis night
شب هاگیز
he decided to haggle over the price of the car.
او تصمیم گرفت در مورد قیمت ماشین چانه زنی کند.
it's common to haggle at flea markets.
چانه زنی در بازارهای محلی رایج است.
she loves to haggle when shopping for souvenirs.
او عاشق چانه زنی هنگام خرید سوغاتی است.
don't be afraid to haggle if you think the price is too high.
اگر فکر می کنید قیمت خیلی زیاد است، از چانه زنی نترسید.
he managed to haggle down the hotel rate.
او توانست نرخ هتل را کاهش دهد.
many people prefer to haggle instead of paying the listed price.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند به جای پرداخت قیمت درج شده، چانه زنی کنند.
she was able to haggle a better deal on the furniture.
او توانست معامله بهتری روی مبلمان به دست آورد.
haggling is an art that requires patience and skill.
چانه زنی یک هنر است که نیاز به صبر و مهارت دارد.
he enjoys the thrill of haggling at local markets.
او از هیجان چانه زنی در بازارهای محلی لذت می برد.
they were surprised to see tourists haggle in the market.
آنها از دیدن گردشگرانی که در بازار چانه زنی می کردند، تعجب کردند.
haggis dish
غذای هاگیز
haggis festival
جشنواره هاگیز
haggis recipe
دستور پخت هاگیز
haggis lover
عاشق هاگیز
haggis pie
پای هاگیز
haggis roll
رول هاگیز
haggis meal
وعده غذایی هاگیز
haggis toast
نان تست هاگیز
haggis shop
فروشگاه هاگیز
haggis night
شب هاگیز
he decided to haggle over the price of the car.
او تصمیم گرفت در مورد قیمت ماشین چانه زنی کند.
it's common to haggle at flea markets.
چانه زنی در بازارهای محلی رایج است.
she loves to haggle when shopping for souvenirs.
او عاشق چانه زنی هنگام خرید سوغاتی است.
don't be afraid to haggle if you think the price is too high.
اگر فکر می کنید قیمت خیلی زیاد است، از چانه زنی نترسید.
he managed to haggle down the hotel rate.
او توانست نرخ هتل را کاهش دهد.
many people prefer to haggle instead of paying the listed price.
بسیاری از مردم ترجیح می دهند به جای پرداخت قیمت درج شده، چانه زنی کنند.
she was able to haggle a better deal on the furniture.
او توانست معامله بهتری روی مبلمان به دست آورد.
haggling is an art that requires patience and skill.
چانه زنی یک هنر است که نیاز به صبر و مهارت دارد.
he enjoys the thrill of haggling at local markets.
او از هیجان چانه زنی در بازارهای محلی لذت می برد.
they were surprised to see tourists haggle in the market.
آنها از دیدن گردشگرانی که در بازار چانه زنی می کردند، تعجب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید