halevy

[ایالات متحده]/ˈhæləvi/
[بریتانیا]/ˈhæləvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی از مبدأ فرانسوی
Word Forms
جمعhalevies

جملات نمونه

halevy family has lived in this neighborhood for generations.

خانواده هالیوی در این ناحیه به مدت چند نسل زندگی می‌کردند.

professor halevy teaches philosophy at the university.

دکتر هالیوی فلسفه را در دانشگاه تدریس می‌کند.

the halevy brothers started their business together.

برادران هالیوی با هم کسب و کار خود را آغاز کردند.

sarah halevy is a renowned researcher in her field.

سارا هالیوی در حوزه کارش یک محقق معروف است.

we visited the halevy historical museum last summer.

ما موزه تاریخی هالیوی را در تابستان گذشته بازدید کردیم.

mr. halevy gave an inspiring speech at the conference.

آقای هالیوی در کنفرانسی سخنرانی الهام‌بخشی ارائه کرد.

the halevy tradition is celebrated every year in their community.

سنت هالیوی هر سال در جامعه‌ی خود جشن گرفته می‌شود.

halevy's new book became a bestseller immediately.

کتاب جدید هالیوی به سریع‌ترین شکل موفق به بهترین فروش شد.

many people attended mrs. halevy's memorial service.

بسیاری از افراد به مراسم یادبود خانم هالیوی حاضر شدند.

the halevy foundation supports educational programs.

صندوق هالیوی برنامه‌های آموزشی را حمایت می‌کند.

young halevy showed great talent in music from an early age.

هالیوی جوان از نوجوانی مهارت بزرگی در موسیقی نشان داد.

halevy and partners opened a new office in the city.

هالیوی و همکارانش یک دفتر جدید در شهر باز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید