half-empty

[ایالات متحده]/[hɑːfˈɛm.pti]/
[بریتانیا]/[hæfˈem.pti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالی به‌طور جزئی؛ پر نشده؛ نگرش منفی؛ به‌طوری که چیزها را به‌عنوان منفی یا کم‌شمرده می‌بیند.
n. ظرف یا فضایی که به‌طور کامل پر نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

half-empty glass

شیشه نصف خالی

half-empty room

اتاق نصف خالی

half-empty stadium

stadیوم نصف خالی

feeling half-empty

احساس نصف خالی

half-empty bottle

بطری نصف خالی

half-empty promise

عهد نصف خالی

was half-empty

نصف خالی بود

half-empty feeling

احساس نصف خالی

half-empty box

کارتن نصف خالی

half-empty state

وضعیت نصف خالی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید