half-glaze finish
پایان نیم گلاز
with half-glaze
با نیم گلاز
half-glaze effect
اثر نیم گلاز
apply half-glaze
اعمال نیم گلاز
half-glaze pottery
پوسته نیم گلاز
a half-glaze
یک نیم گلاز
half-glaze style
سبک نیم گلاز
creating half-glaze
ایجاد نیم گلاز
distinct half-glaze
نیم گلاز متمایز
the pottery featured a beautiful half-glaze finish.
سرامیک با پایانی زیبای نیم گلاز داشت.
she applied a half-glaze to the ceramic mug for a rustic look.
او یک نیم گلاز به فنجان سرامیکی اعمال کرد تا به نظر خشن برسد.
the artist experimented with half-glaze techniques on the tiles.
هنرمند با تکنیکهای نیم گلاز روی کاشیها آزمایش کرد.
a half-glaze effect can add depth to the ceramic sculpture.
اثر نیم گلاز میتواند عمقی به اثر سرامیکی اضافه کند.
we prefer a half-glaze over a full glaze for this design.
برای این طراحی ما نیم گلاز را به جای گلاز کامل ترجیح میدهیم.
the half-glaze allowed the clay's natural texture to show through.
نیم گلاز اجازه داد که بافت طبیعی خمیر نمایان شود.
the kiln fired the pottery to achieve a perfect half-glaze.
سرامیک را در فریت گرم کردند تا یک نیم گلاز کامل به دست آید.
half-glaze is a popular choice for modern pottery styles.
نیم گلاز یک انتخاب محبوب برای سبکهای مدرن سرامیکی است.
the half-glaze created a subtle, matte finish on the vase.
نیم گلاز یک پایان نرم و مات روی جاروی سرامیکی ایجاد کرد.
applying half-glaze requires careful control of the firing process.
اعمال نیم گلاز نیاز به کنترل دقیق فرآیند گرم کردن دارد.
the half-glaze technique enhanced the artwork's visual appeal.
تکنیک نیم گلاز جذابیت بصری اثر هنری را افزایش داد.
half-glaze finish
پایان نیم گلاز
with half-glaze
با نیم گلاز
half-glaze effect
اثر نیم گلاز
apply half-glaze
اعمال نیم گلاز
half-glaze pottery
پوسته نیم گلاز
a half-glaze
یک نیم گلاز
half-glaze style
سبک نیم گلاز
creating half-glaze
ایجاد نیم گلاز
distinct half-glaze
نیم گلاز متمایز
the pottery featured a beautiful half-glaze finish.
سرامیک با پایانی زیبای نیم گلاز داشت.
she applied a half-glaze to the ceramic mug for a rustic look.
او یک نیم گلاز به فنجان سرامیکی اعمال کرد تا به نظر خشن برسد.
the artist experimented with half-glaze techniques on the tiles.
هنرمند با تکنیکهای نیم گلاز روی کاشیها آزمایش کرد.
a half-glaze effect can add depth to the ceramic sculpture.
اثر نیم گلاز میتواند عمقی به اثر سرامیکی اضافه کند.
we prefer a half-glaze over a full glaze for this design.
برای این طراحی ما نیم گلاز را به جای گلاز کامل ترجیح میدهیم.
the half-glaze allowed the clay's natural texture to show through.
نیم گلاز اجازه داد که بافت طبیعی خمیر نمایان شود.
the kiln fired the pottery to achieve a perfect half-glaze.
سرامیک را در فریت گرم کردند تا یک نیم گلاز کامل به دست آید.
half-glaze is a popular choice for modern pottery styles.
نیم گلاز یک انتخاب محبوب برای سبکهای مدرن سرامیکی است.
the half-glaze created a subtle, matte finish on the vase.
نیم گلاز یک پایان نرم و مات روی جاروی سرامیکی ایجاد کرد.
applying half-glaze requires careful control of the firing process.
اعمال نیم گلاز نیاز به کنترل دقیق فرآیند گرم کردن دارد.
the half-glaze technique enhanced the artwork's visual appeal.
تکنیک نیم گلاز جذابیت بصری اثر هنری را افزایش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید