half-steps

[ایالات متحده]/[hɑːf stɛps]/
[بریتانیا]/[hæf stɛps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد فاصله که برابر یک سیمینتون است.؛ در موسیقی، یک گام یک سیمینتون.؛ یک حرکت بالا یا پایین در یک میزان با یک سیمینتون.

عبارات و ترکیب‌ها

half-steps down

نیم گام پایین

taking half-steps

گرفتن نیم گام

half-steps higher

نیم گام بالاتر

two half-steps

دو نیم گام

half-steps apart

فاصله دو نیم گام

half-steps ascending

صعود نیم گام

half-steps descending

نزول نیم گام

played half-steps

نیم گام بازی شده

covering half-steps

پوشش دادن نیم گام

calculating half-steps

محاسبه نیم گام

جملات نمونه

the recipe calls for half a cup of sugar.

این رецیپ رو نیم فنجان قند می‌خواهد.

he walked half a mile to the store.

او نیم مایل راه رفت تا به فروشگاه برسد.

the movie was only half an hour long.

فیلم تنها نیم ساعت طول کشید.

she spent half the day studying for the exam.

او نیم روز را برای مطالعه برای امتحان گذاشت.

the glass was half full of water.

گلاس نیمی از آب پر بود.

the team was down by half a point.

تیم نیم امتیاز پس از حریف بود.

it's only half past three in the afternoon.

تنها سه و نیم بود.

the cake is half-baked and needs more time.

کیک نیم پخته و زمان بیشتری نیاز دارد.

the price is half off during the sale.

قیمت در حین فروش نصف قیمت است.

the book is half-finished; i'll finish it soon.

کتاب نیم تمام است، زودی آن را تمام می‌کنم.

the concert tickets cost half the price of the vip seats.

تیکت‌های کنسرت نصف قیمت کرسی‌های vip هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید