| جمع | halfbacks |
halfback pass
حرکت پاس عقب خط
halfback dive
حرکت شیرجه عقب خط
halfback option
گزینه عقب خط
halfback draw
حرکت عقب خط
halfback sweep
حرکت پاکسازی عقب خط
halfback screen
حرکت محافظتی عقب خط
halfback zone
منطقه عقب خط
halfback receiver
گیرنده عقب خط
halfback role
نقش عقب خط
halfback formation
تشکیل عقب خط
the halfback made an incredible play during the game.
نیمبک یک حرکت فوقالعاده در طول بازی انجام داد.
he plays as a halfback for the local football team.
او به عنوان یک نیمبک برای تیم فوتبال محلی بازی میکند.
the coach praised the halfback for his agility.
مربی او را به خاطر چابکیاش تحسین کرد.
as a halfback, he needs to be quick on his feet.
به عنوان یک نیمبک، او باید سریع باشد.
the halfback's strategy was crucial for the team's success.
استراتژی نیمبک برای موفقیت تیم بسیار مهم بود.
she had a natural talent for playing halfback.
او استعداد ذاتی برای بازی به عنوان نیمبک داشت.
the halfback coordinated well with the forwards.
نیمبک به خوبی با مهاجمان هماهنگ بود.
in rugby, the halfback is vital for ball distribution.
در راگبی، نیمبک برای توزیع توپ حیاتی است.
the young halfback showed great promise this season.
نیمبک جوان این فصل پتانسیل زیادی نشان داد.
training focused on improving the halfback's passing skills.
آموزش بر روی بهبود مهارتهای پاس نیمبک متمرکز بود.
halfback pass
حرکت پاس عقب خط
halfback dive
حرکت شیرجه عقب خط
halfback option
گزینه عقب خط
halfback draw
حرکت عقب خط
halfback sweep
حرکت پاکسازی عقب خط
halfback screen
حرکت محافظتی عقب خط
halfback zone
منطقه عقب خط
halfback receiver
گیرنده عقب خط
halfback role
نقش عقب خط
halfback formation
تشکیل عقب خط
the halfback made an incredible play during the game.
نیمبک یک حرکت فوقالعاده در طول بازی انجام داد.
he plays as a halfback for the local football team.
او به عنوان یک نیمبک برای تیم فوتبال محلی بازی میکند.
the coach praised the halfback for his agility.
مربی او را به خاطر چابکیاش تحسین کرد.
as a halfback, he needs to be quick on his feet.
به عنوان یک نیمبک، او باید سریع باشد.
the halfback's strategy was crucial for the team's success.
استراتژی نیمبک برای موفقیت تیم بسیار مهم بود.
she had a natural talent for playing halfback.
او استعداد ذاتی برای بازی به عنوان نیمبک داشت.
the halfback coordinated well with the forwards.
نیمبک به خوبی با مهاجمان هماهنگ بود.
in rugby, the halfback is vital for ball distribution.
در راگبی، نیمبک برای توزیع توپ حیاتی است.
the young halfback showed great promise this season.
نیمبک جوان این فصل پتانسیل زیادی نشان داد.
training focused on improving the halfback's passing skills.
آموزش بر روی بهبود مهارتهای پاس نیمبک متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید