halloo

[ایالات متحده]/həˈluː/
[بریتانیا]/həˈlu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

interj. یک فریاد برای جلب توجه
v. به طور بلند صدا زدن
vt. فریاد زدن
vi. صدا زدن
n. یک فریاد بلند
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhallooing
جمعhalloos
شکل سوم شخص مفردhalloos
زمان گذشتهhallooed
قسمت سوم فعلhallooed

عبارات و ترکیب‌ها

halloo there

سلام بر شما

halloo everyone

سلام به همه

halloo friend

سلام دوست

halloo folks

سلام به همه

halloo mate

سلام رفیق

halloo you

سلام به شما

halloo there!

سلام بر شما!

halloo all

سلام به همه

halloo my

سلام من

halloo buddy

سلام دوست

جملات نمونه

she gave a loud halloo to get everyone's attention.

او برای جلب توجه همه، با صدای بلند هالو داد.

the children hallooed joyfully as they played in the park.

بچه ها در حالی که در پارک بازی می کردند، با خوشحالی هالو کردند.

he hallooed to his friend across the street.

او از آن طرف خیابان به دوستش هالو کرد.

with a cheerful halloo, she entered the room.

با یک هالو شاد، او وارد اتاق شد.

the hikers hallooed to each other to stay in touch.

گردشگران برای ارتباط با یکدیگر هالو کردند.

he let out a halloo as he spotted the deer.

وقتی گوزن را دید، او هالو کرد.

halloo! is anyone home?

هالو! کسی اینجاست؟

they hallooed excitedly when they won the game.

وقتی بازی را بردند، با هیجان هالو کردند.

during the festival, people hallooed in celebration.

در طول جشنواره، مردم در جشن هالو کردند.

he hallooed at the top of his lungs to be heard.

او با تمام وجود هالو کرد تا شنیده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید