halloo there
سلام بر شما
halloo everyone
سلام به همه
halloo friend
سلام دوست
halloo folks
سلام به همه
halloo mate
سلام رفیق
halloo you
سلام به شما
halloo there!
سلام بر شما!
halloo all
سلام به همه
halloo my
سلام من
halloo buddy
سلام دوست
she gave a loud halloo to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، با صدای بلند هالو داد.
the children hallooed joyfully as they played in the park.
بچه ها در حالی که در پارک بازی می کردند، با خوشحالی هالو کردند.
he hallooed to his friend across the street.
او از آن طرف خیابان به دوستش هالو کرد.
with a cheerful halloo, she entered the room.
با یک هالو شاد، او وارد اتاق شد.
the hikers hallooed to each other to stay in touch.
گردشگران برای ارتباط با یکدیگر هالو کردند.
he let out a halloo as he spotted the deer.
وقتی گوزن را دید، او هالو کرد.
halloo! is anyone home?
هالو! کسی اینجاست؟
they hallooed excitedly when they won the game.
وقتی بازی را بردند، با هیجان هالو کردند.
during the festival, people hallooed in celebration.
در طول جشنواره، مردم در جشن هالو کردند.
he hallooed at the top of his lungs to be heard.
او با تمام وجود هالو کرد تا شنیده شود.
halloo there
سلام بر شما
halloo everyone
سلام به همه
halloo friend
سلام دوست
halloo folks
سلام به همه
halloo mate
سلام رفیق
halloo you
سلام به شما
halloo there!
سلام بر شما!
halloo all
سلام به همه
halloo my
سلام من
halloo buddy
سلام دوست
she gave a loud halloo to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه، با صدای بلند هالو داد.
the children hallooed joyfully as they played in the park.
بچه ها در حالی که در پارک بازی می کردند، با خوشحالی هالو کردند.
he hallooed to his friend across the street.
او از آن طرف خیابان به دوستش هالو کرد.
with a cheerful halloo, she entered the room.
با یک هالو شاد، او وارد اتاق شد.
the hikers hallooed to each other to stay in touch.
گردشگران برای ارتباط با یکدیگر هالو کردند.
he let out a halloo as he spotted the deer.
وقتی گوزن را دید، او هالو کرد.
halloo! is anyone home?
هالو! کسی اینجاست؟
they hallooed excitedly when they won the game.
وقتی بازی را بردند، با هیجان هالو کردند.
during the festival, people hallooed in celebration.
در طول جشنواره، مردم در جشن هالو کردند.
he hallooed at the top of his lungs to be heard.
او با تمام وجود هالو کرد تا شنیده شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید