hallucinates

[ایالات متحده]/həˈluːsɪneɪts/
[بریتانیا]/həˈluːsɪneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تجربه توهمات

عبارات و ترکیب‌ها

hallucinates often

اغلب اوقات توهم می‌بیند

hallucinates sometimes

گاهی اوقات توهم می‌بیند

hallucinates vividly

با زنده بودن توهم می‌بیند

hallucinates frequently

به طور مکرر توهم می‌بیند

hallucinates occasionally

به طور گاهی توهم می‌بیند

hallucinates under stress

تحت فشار توهم می‌بیند

hallucinates when tired

هنگامی که خسته است توهم می‌بیند

hallucinates in dreams

در خواب توهم می‌بیند

hallucinates alone

به تنهایی توهم می‌بیند

hallucinates at night

در شب توهم می‌بیند

جملات نمونه

he hallucinates about his childhood memories.

او توهم درباره خاطرات دوران کودکی خود دارد.

after taking the medication, she hallucinates frequently.

پس از مصرف دارو، او اغلب دچار توهم می شود.

the patient hallucinates strange creatures in his room.

بیمار موجودات عجیب و غریب را در اتاق خود توهم می کند.

sometimes, he hallucinates during stressful situations.

گاهی اوقات، او در شرایط استرس زا دچار توهم می شود.

she hallucinates voices that no one else can hear.

او صداهایی را که هیچ کس دیگری نمی تواند بشنود، توهم می کند.

under extreme fatigue, he hallucinates vividly.

تحت خستگی شدید، او به طور زنده توهم می کند.

the drug causes users to hallucinates intensely.

این دارو باعث می شود کاربران به شدت دچار توهم شوند.

she hallucinates about her future success.

او درباره موفقیت آینده خود توهم می کند.

after the accident, he hallucinates about the event.

پس از حادثه، او درباره این اتفاق توهم می کند.

during the fever, he hallucinates bizarre scenarios.

در طول تب، او سناریوهای عجیب و غریب را توهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید