hallucinates often
اغلب اوقات توهم میبیند
hallucinates sometimes
گاهی اوقات توهم میبیند
hallucinates vividly
با زنده بودن توهم میبیند
hallucinates frequently
به طور مکرر توهم میبیند
hallucinates occasionally
به طور گاهی توهم میبیند
hallucinates under stress
تحت فشار توهم میبیند
hallucinates when tired
هنگامی که خسته است توهم میبیند
hallucinates in dreams
در خواب توهم میبیند
hallucinates alone
به تنهایی توهم میبیند
hallucinates at night
در شب توهم میبیند
he hallucinates about his childhood memories.
او توهم درباره خاطرات دوران کودکی خود دارد.
after taking the medication, she hallucinates frequently.
پس از مصرف دارو، او اغلب دچار توهم می شود.
the patient hallucinates strange creatures in his room.
بیمار موجودات عجیب و غریب را در اتاق خود توهم می کند.
sometimes, he hallucinates during stressful situations.
گاهی اوقات، او در شرایط استرس زا دچار توهم می شود.
she hallucinates voices that no one else can hear.
او صداهایی را که هیچ کس دیگری نمی تواند بشنود، توهم می کند.
under extreme fatigue, he hallucinates vividly.
تحت خستگی شدید، او به طور زنده توهم می کند.
the drug causes users to hallucinates intensely.
این دارو باعث می شود کاربران به شدت دچار توهم شوند.
she hallucinates about her future success.
او درباره موفقیت آینده خود توهم می کند.
after the accident, he hallucinates about the event.
پس از حادثه، او درباره این اتفاق توهم می کند.
during the fever, he hallucinates bizarre scenarios.
در طول تب، او سناریوهای عجیب و غریب را توهم می کند.
hallucinates often
اغلب اوقات توهم میبیند
hallucinates sometimes
گاهی اوقات توهم میبیند
hallucinates vividly
با زنده بودن توهم میبیند
hallucinates frequently
به طور مکرر توهم میبیند
hallucinates occasionally
به طور گاهی توهم میبیند
hallucinates under stress
تحت فشار توهم میبیند
hallucinates when tired
هنگامی که خسته است توهم میبیند
hallucinates in dreams
در خواب توهم میبیند
hallucinates alone
به تنهایی توهم میبیند
hallucinates at night
در شب توهم میبیند
he hallucinates about his childhood memories.
او توهم درباره خاطرات دوران کودکی خود دارد.
after taking the medication, she hallucinates frequently.
پس از مصرف دارو، او اغلب دچار توهم می شود.
the patient hallucinates strange creatures in his room.
بیمار موجودات عجیب و غریب را در اتاق خود توهم می کند.
sometimes, he hallucinates during stressful situations.
گاهی اوقات، او در شرایط استرس زا دچار توهم می شود.
she hallucinates voices that no one else can hear.
او صداهایی را که هیچ کس دیگری نمی تواند بشنود، توهم می کند.
under extreme fatigue, he hallucinates vividly.
تحت خستگی شدید، او به طور زنده توهم می کند.
the drug causes users to hallucinates intensely.
این دارو باعث می شود کاربران به شدت دچار توهم شوند.
she hallucinates about her future success.
او درباره موفقیت آینده خود توهم می کند.
after the accident, he hallucinates about the event.
پس از حادثه، او درباره این اتفاق توهم می کند.
during the fever, he hallucinates bizarre scenarios.
در طول تب، او سناریوهای عجیب و غریب را توهم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید