visions of the future
دیدگاههای آینده
shared visions
دیدگاههای مشترک
visions blurred
دیدگاههای تار
have visions
دارای دیدگاه
visions fading
دیدگاههای محو شونده
grand visions
دیدگاههای بزرگ
visions realized
دیدگاههای محقق شده
visions arose
دیدگاهها پدید آمدند
visions quest
جستجوی دیدگاه
personal visions
دیدگاههای شخصی
the company has ambitious visions for the future of renewable energy.
شرکت چشماندازهای بلندپروازانهای برای آینده انرژیهای تجدیدپذیر دارد.
she shared her visions of a world without poverty and hunger.
او چشماندازهای خود از جهانی بدون فقر و گرسنگی را به اشتراک گذاشت.
his artistic visions are often inspired by nature and mythology.
چشماندازهای هنری او اغلب از طبیعت و اساطیر الهام میگیرند.
we need to align our actions with our long-term visions.
ما باید اقدامات خود را با چشماندازهای بلندمدت خود همسو کنیم.
the architect's visions for the building were truly innovative.
چشماندازهای معمار برای ساختمان واقعاً نوآورانه بودند.
the politician outlined his visions for economic reform.
سیاستمدار چشماندازهای خود برای اصلاحات اقتصادی را تشریح کرد.
the team's shared visions helped them achieve their goals.
چشماندازهای مشترک تیم به آنها کمک کرد تا به اهداف خود برسند.
she had vivid visions of her childhood home.
او تصاویر زنده ای از خانه دوران کودکی خود داشت.
the documentary explored the visions of several influential thinkers.
مستند به بررسی چشماندازهای چندین متفکر تأثیرگذار پرداخت.
the company's strategic visions guide its investment decisions.
چشماندازهای استراتژیک شرکت، تصمیمات سرمایهگذاری آن را هدایت میکند.
he lost his visions temporarily after the accident.
او به طور موقت بینایی خود را پس از حادثه از دست داد.
visions of the future
دیدگاههای آینده
shared visions
دیدگاههای مشترک
visions blurred
دیدگاههای تار
have visions
دارای دیدگاه
visions fading
دیدگاههای محو شونده
grand visions
دیدگاههای بزرگ
visions realized
دیدگاههای محقق شده
visions arose
دیدگاهها پدید آمدند
visions quest
جستجوی دیدگاه
personal visions
دیدگاههای شخصی
the company has ambitious visions for the future of renewable energy.
شرکت چشماندازهای بلندپروازانهای برای آینده انرژیهای تجدیدپذیر دارد.
she shared her visions of a world without poverty and hunger.
او چشماندازهای خود از جهانی بدون فقر و گرسنگی را به اشتراک گذاشت.
his artistic visions are often inspired by nature and mythology.
چشماندازهای هنری او اغلب از طبیعت و اساطیر الهام میگیرند.
we need to align our actions with our long-term visions.
ما باید اقدامات خود را با چشماندازهای بلندمدت خود همسو کنیم.
the architect's visions for the building were truly innovative.
چشماندازهای معمار برای ساختمان واقعاً نوآورانه بودند.
the politician outlined his visions for economic reform.
سیاستمدار چشماندازهای خود برای اصلاحات اقتصادی را تشریح کرد.
the team's shared visions helped them achieve their goals.
چشماندازهای مشترک تیم به آنها کمک کرد تا به اهداف خود برسند.
she had vivid visions of her childhood home.
او تصاویر زنده ای از خانه دوران کودکی خود داشت.
the documentary explored the visions of several influential thinkers.
مستند به بررسی چشماندازهای چندین متفکر تأثیرگذار پرداخت.
the company's strategic visions guide its investment decisions.
چشماندازهای استراتژیک شرکت، تصمیمات سرمایهگذاری آن را هدایت میکند.
he lost his visions temporarily after the accident.
او به طور موقت بینایی خود را پس از حادثه از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید