halma

[ایالات متحده]/ˈhɑːlmə/
[بریتانیا]/ˈhɑlmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازی تخته‌ای که با پرش قطعات بازی می‌شود؛ نوعی بازی پرش که به عنوان "هالما" شناخته می‌شود
Word Forms
جمعhalmas

عبارات و ترکیب‌ها

play halma

بازی کردن حَلما

halma game

بازی حَلما

halma board

صفحه بازی حَلما

halma rules

قوانین بازی حَلما

halma strategy

استراتژی بازی حَلما

halma pieces

قطعات بازی حَلما

halma tournament

تورنمنت حَلما

halma setup

راه اندازی حَلما

halma player

بازیکن حَلما

halma challenge

چالش حَلما

جملات نمونه

halma is a strategic board game.

halma یک بازی تخته‌ای استراتژیک است.

we played halma last night.

ما شب گذشته هالما بازی کردیم.

halma requires careful planning.

هالما نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

have you ever tried playing halma?

آیا تا به حال سعی کرده‌اید هالما بازی کنید؟

halma can be played by two to four players.

هالما را می‌توان با دو تا چهار بازیکن بازی کرد.

learning the rules of halma is easy.

یادگیری قوانین هالما آسان است.

halma is similar to chinese checkers.

هالما شبیه به بازی چینی چکره.

we need to set up the halma board.

ما باید صفحه هالما را آماده کنیم.

halma can be a fun family game.

هالما می‌تواند یک بازی خانوادگی سرگرم‌کننده باشد.

let's challenge each other to a game of halma.

بیایید یکدیگر را به یک بازی هالما به چالش بکشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید