| جمع | hardbakes |
hardbake cookies
کیکهای پخته شده ترد
hardbake bread
نان پخته شده ترد
hardbake cake
کیک پخته شده ترد
hardbake pastry
شیرینی پخته شده ترد
hardbake snacks
میان وعدههای پخته شده ترد
hardbake treats
خوراکیهای پخته شده ترد
hardbake dough
خمیر پخته شده ترد
hardbake crust
پوسته پخته شده ترد
hardbake chips
تراشههای پخته شده ترد
hardbake bars
میلههای پخته شده ترد
after a long day, i like to hardbake some cookies.
بعد از یک روز طولانی، دوست دارم چند کوکی درست کنم.
she decided to hardbake the bread to make it crusty.
او تصمیم گرفت نان را به خوبی بپزد تا پوستی ترد داشته باشد.
to achieve the perfect pie, you need to hardbake the crust.
برای رسیدن به پای کامل، باید خمیر را به خوبی بپزید.
they plan to hardbake the cake for the party.
آنها قصد دارند کیک را برای مهمانی به خوبی بپزند.
he loves to hardbake pastries on weekends.
او عاشق پخت شیرینی در آخر هفته هاست.
it’s important to hardbake the ingredients for better flavor.
برای داشتن طعم بهتر، مهم است که مواد را به خوبی بپزید.
she learned to hardbake from her grandmother.
او یاد گرفت که از مادربزرگش به خوبی بپزد.
we need to hardbake the dough before adding the filling.
ما باید خمیر را قبل از اضافه کردن مواد پر کننده به خوبی بپزیم.
to make the best pizza, you should hardbake the base.
برای تهیه بهترین پیتزا، باید پایه را به خوبی بپزید.
he prefers to hardbake his vegetables for a healthier dish.
او ترجیح می دهد سبزیجات خود را به خوبی بپزد تا یک غذای سالم تر داشته باشد.
hardbake cookies
کیکهای پخته شده ترد
hardbake bread
نان پخته شده ترد
hardbake cake
کیک پخته شده ترد
hardbake pastry
شیرینی پخته شده ترد
hardbake snacks
میان وعدههای پخته شده ترد
hardbake treats
خوراکیهای پخته شده ترد
hardbake dough
خمیر پخته شده ترد
hardbake crust
پوسته پخته شده ترد
hardbake chips
تراشههای پخته شده ترد
hardbake bars
میلههای پخته شده ترد
after a long day, i like to hardbake some cookies.
بعد از یک روز طولانی، دوست دارم چند کوکی درست کنم.
she decided to hardbake the bread to make it crusty.
او تصمیم گرفت نان را به خوبی بپزد تا پوستی ترد داشته باشد.
to achieve the perfect pie, you need to hardbake the crust.
برای رسیدن به پای کامل، باید خمیر را به خوبی بپزید.
they plan to hardbake the cake for the party.
آنها قصد دارند کیک را برای مهمانی به خوبی بپزند.
he loves to hardbake pastries on weekends.
او عاشق پخت شیرینی در آخر هفته هاست.
it’s important to hardbake the ingredients for better flavor.
برای داشتن طعم بهتر، مهم است که مواد را به خوبی بپزید.
she learned to hardbake from her grandmother.
او یاد گرفت که از مادربزرگش به خوبی بپزد.
we need to hardbake the dough before adding the filling.
ما باید خمیر را قبل از اضافه کردن مواد پر کننده به خوبی بپزیم.
to make the best pizza, you should hardbake the base.
برای تهیه بهترین پیتزا، باید پایه را به خوبی بپزید.
he prefers to hardbake his vegetables for a healthier dish.
او ترجیح می دهد سبزیجات خود را به خوبی بپزد تا یک غذای سالم تر داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید