hardcoded

[ایالات متحده]/ˈhɑːdˌkəʊdɪd/
[بریتانیا]/ˈhɑrdˌkoʊdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در کد منبع ثابت و طراحی نشده برای تغییر؛ به طور دائمی تنظیم شده و غیرقابل تنظیم

عبارات و ترکیب‌ها

hardcoded value

مقدار از پیش تعریف شده

hardcoded path

مسیر از پیش تعریف شده

hardcoded string

رشته از پیش تعریف شده

hardcoded data

داده از پیش تعریف شده

hardcoded configuration

تنظیمات از پیش تعریف شده

hardcoded logic

منطق از پیش تعریف شده

hardcoded settings

تنظیمات از پیش تعریف شده

hardcoded values

مقادیر از پیش تعریف شده

hardcoded references

ارجاع از پیش تعریف شده

hardcoded limits

محدودیت های از پیش تعریف شده

جملات نمونه

the configuration settings are hardcoded in the application.

تنظیمات پیکربندی به صورت کد شده در برنامه وجود دارد.

it's not ideal to have hardcoded values in your code.

داشتن مقادیر کد شده در کد شما ایده آل نیست.

hardcoded paths can lead to issues during deployment.

مسیرهای کد شده می توانند باعث مشکل در هنگام استقرار شوند.

we should avoid using hardcoded strings in our scripts.

ما باید از استفاده از رشته های کد شده در اسکریپت های خود اجتناب کنیم.

hardcoded information makes the software less flexible.

اطلاعات کد شده نرم افزار را کمتر انعطاف پذیر می کند.

it's better to use variables instead of hardcoded data.

بهتر است به جای داده های کد شده از متغیرها استفاده کنید.

the developer removed all hardcoded references from the project.

توسعه دهنده تمام ارجاع های کد شده را از پروژه حذف کرد.

hardcoded settings can be a security risk.

تنظیمات کد شده می توانند یک خطر امنیتی باشند.

we need to refactor the code to eliminate hardcoded values.

ما باید کد را بازسازی کنیم تا مقادیر کد شده را حذف کنیم.

hardcoded logic should be replaced with dynamic solutions.

باید منطق کد شده را با راه حل های پویا جایگزین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید