harddisks

[ایالات متحده]/ˈhɑːddɪsks/
[بریتانیا]/ˈhɑːrddɪsks/

ترجمه

n. جمع دیسک سخت؛ یک دیسک مغناطیسی سخت و غیرقابل جدایش که برای ذخیره داده‌ها استفاده می‌شود.

جملات نمونه

the external hard disk can store up to 2 terabytes of data.

دیسک سخت خارجی می‌تواند تا 2 ترابایت داده ذخیره کند.

i need to free up some hard disk space on my computer.

من نیاز دارم که یک کم فضای دیسک سخت کامپیوترم را آزاد کنم.

the internal hard disk was damaged due to a power surge.

دیسک سخت داخلی به دلیل یک افزایش ناگهانی ولتاژ آسیب دید.

you should always back up your important files to an external hard disk.

شما باید همیشه فایل‌های مهم خود را به یک دیسک سخت خارجی پشتیبان‌گیری کنید.

the hard disk drive makes a clicking sound when it's failing.

دیسک سخت زمانی صدای کلیک می‌زند که در حال خراب شدن است.

please format the hard disk before installing the new operating system.

لطفاً دیسک سخت را پیش از نصب سیستم عامل جدید فرمت بزنید.

the portable hard disk is convenient for transferring files between computers.

دیسک سخت قابل حمل برای انتقال فایل‌ها بین کامپیوترها مفید است.

a solid-state drive is faster than a traditional hard disk.

یک دیسک حالت جامد سریع‌تر از یک دیسک سخت سنتی است.

the hard disk is not recognized by the system.

دیسک سخت توسط سیستم شناسایی نمی‌شود.

we replaced the old hard disk with a larger capacity model.

ما دیسک سخت قدیمی را با یک مدل با ظرفیت بزرگ‌تر جایگزین کردیم.

the hard disk crashed and all the data was lost.

دیسک سخت خراب شد و تمام داده‌ها از دست رفته‌اند.

you can partition the hard disk into multiple sections.

شما می‌توانید دیسک سخت را به چند بخش تقسیم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید