hardpan

[ایالات متحده]/ˈhɑːd.pæn/
[بریتانیا]/ˈhɑrdˌpæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لایه سخت و متراکم از خاک یا رس؛ پایین‌ترین نقطه یک لایه خاک
Word Forms
جمعhardpans

عبارات و ترکیب‌ها

hardpan soil

خاک سختپانی

hardpan layer

لایه سختپانی

hardpan formation

تشکیل سختپان

hardpan surface

سطح سختپان

hardpan area

منطقه سختپان

hardpan conditions

شرایط سختپان

hardpan zone

منطقه سختپان

hardpan region

منطقه سختپان

hardpan impact

اثرات سختپان

hardpan issues

مشکلات سختپان

جملات نمونه

the farmer struggled to break through the hardpan layer.

کشاورز برای شکستن لایه سخت خاک تلاش کرد.

hardpan can prevent roots from penetrating the soil.

خاک سخت می‌تواند از نفوذ ریشه‌ها به خاک جلوگیری کند.

to improve drainage, we need to address the hardpan issue.

برای بهبود زهکشی، ما باید مشکل خاک سخت را برطرف کنیم.

the hardpan made it difficult for the plants to grow.

خاک سخت باعث می‌شد رشد گیاهان دشوار باشد.

soil testing revealed a significant hardpan in the field.

آزمایش خاک نشان داد که یک لایه سخت قابل توجه در مزرعه وجود دارد.

farmers often use tillage to break up the hardpan.

کشاورزان اغلب از شخم زدن برای شکستن خاک سخت استفاده می‌کنند.

hardpan can lead to waterlogging in heavy rains.

خاک سخت می‌تواند باعث آب گرفتگی در باران‌های شدید شود.

identifying hardpan is crucial for effective soil management.

تشخیص خاک سخت برای مدیریت موثر خاک بسیار مهم است.

removing the hardpan improved crop yields significantly.

حذف خاک سخت به طور قابل توجهی عملکرد محصول را بهبود بخشید.

they used a subsoiler to break the hardpan beneath the surface.

آنها از یک زیر خاک‌بر استفاده کردند تا خاک سخت را در زیر سطح شکستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید