harpoons

[ایالات متحده]/hɑːˈpuːnz/
[بریتانیا]/hɑrˈpunz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هارپون; ابزاری برای شکار ماهی های بزرگ
v. سوم شخص مفرد هارپون; برای شکار یا گرفتن ماهی با هارپون

عبارات و ترکیب‌ها

throw harpoons

پرتاب نیزه‌ها

catch harpoons

گرفتن نیزه‌ها

launch harpoons

اجرای نیزه‌ها

retrieve harpoons

بازیابی نیزه‌ها

craft harpoons

ساخت نیزه‌ها

aim harpoons

نشانه گرفتن نیزه‌ها

use harpoons

استفاده از نیزه‌ها

repair harpoons

تعمیر نیزه‌ها

collect harpoons

جمع‌آوری نیزه‌ها

design harpoons

طراحی نیزه‌ها

جملات نمونه

whalers often use harpoons to catch large marine animals.

نجارها اغلب از هراسون‌ها برای به دام انداختن حیوانات بزرگ دریایی استفاده می‌کنند.

harpoons were historically made from wood and bone.

هراسون‌ها در گذشته از چوب و استخوان ساخته می‌شدند.

modern harpoons are designed with advanced materials for better performance.

هراسون‌های مدرن با استفاده از مواد پیشرفته برای عملکرد بهتر طراحی شده‌اند.

some cultures have traditional methods of throwing harpoons.

برخی از فرهنگ‌ها روش‌های سنتی پرتاب هراسون دارند.

harpoons can be used for fishing as well as hunting.

هراسون‌ها می‌توانند برای ماهیگیری و همچنین شکار مورد استفاده قرار گیرند.

he practiced his aim with the harpoons at the target.

او هدف خود را با هراسون‌ها به سمت هدف تمرین کرد.

in the past, harpoons were essential tools for survival.

در گذشته، هراسون‌ها ابزارهای ضروری برای بقا بودند.

harpoons can be launched from boats or by hand.

هراسون‌ها می‌توانند از قایق یا با دست پرتاب شوند.

some scientists study the effectiveness of harpoons in marine biology.

برخی از دانشمندان اثربخشی هراسون‌ها را در زیست‌شناسی دریایی مطالعه می‌کنند.

harpoons have evolved significantly over the centuries.

هراسون‌ها در طول قرن‌ها به طور قابل توجهی تکامل یافته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید