hasteners

[ایالات متحده]/ˈheɪsnəz/
[بریتانیا]/ˈheɪsnərz/

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا عوامل که فرآیند را سرعت می‌بخشند یا تسریع می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

growth hasteners

تسریع‌دهنده‌های رشد

chemical hasteners

تسریع‌دهنده‌های شیمیایی

rust hasteners

تسریع‌دهنده‌های زنگ‌زدگی

reaction hasteners

تسریع‌دهنده‌های واکنش

curing hasteners

تسریع‌دهنده‌های درمان

metabolic hasteners

تسریع‌دهنده‌های متابولیکی

drying hasteners

تسریع‌دهنده‌های خشک شدن

setting hasteners

تسریع‌دهنده‌های تنظیم

hardening hasteners

تسریع‌دهنده‌های سخت شدن

industrial hasteners

تسریع‌دهنده‌های صنعتی

جملات نمونه

chemical hasteners significantly speed up the photographic development process.

تسریع‌کننده‌های شیمیایی به طور قابل توجهی سرعت فرآیند ظهور عکس را افزایش می‌دهند.

gardeners sometimes use growth hasteners to accelerate plant maturation.

باغبانی‌ها گاهی اوقات از تسریع‌کننده‌های رشد برای تسریع بلوغ گیاهان استفاده می‌کنند.

industrial chemists employ reaction hasteners to increase production efficiency.

شیمیدانان صنعتی از تسریع‌کننده‌های واکنش برای افزایش کارایی تولید استفاده می‌کنند.

the paint manufacturer adds drying hasteners to reduce curing time.

تولیدکننده رنگ به کاهش زمان خشک شدن، تسریع‌کننده‌های خشک شدن اضافه می‌کند.

concrete workers apply hardening hasteners for faster construction timelines.

کارگران بتن برای جدول زمانی ساخت سریع‌تر از تسریع‌کننده‌های سخت شدن استفاده می‌کنند.

manufacturers add polymerization hasteners to plastic production lines.

تولیدکنندگان تسریع‌کننده‌های پلیمریزاسیون را به خطوط تولید پلاستیک اضافه می‌کنند.

the adhesive company markets quick-bond hasteners for immediate results.

شرکت چسب‌ساز تسریع‌کننده‌های اتصال سریع را برای نتایج فوری بازاریابی می‌کند.

agricultural scientists develop bloom hasteners for greenhouse operations.

دانشمندان کشاورزی تسریع‌کننده‌های گلدهی را برای عملیات گلخانه‌ای توسعه می‌دهند.

automotive painters use primer hasteners to speed up bodywork.

نقاشان خودرو از تسریع‌کننده‌های لایه پایه برای سرعت بخشیدن به کار بدنه استفاده می‌کنند.

food processors apply ripening hasteners to fruits during transport.

تولیدکنندگان مواد غذایی در حین حمل و نقل از تسریع‌کننده‌های رسیدن برای میوه‌ها استفاده می‌کنند.

the pharmaceutical company uses reaction hasteners in drug synthesis.

شرکت داروسازی از تسریع‌کننده‌های واکنش در سنتز دارو استفاده می‌کند.

construction crews apply concrete cure hasteners during winter months.

تیم‌های ساختمانی در ماه‌های زمستان از تسریع‌کننده‌های درمان بتن استفاده می‌کنند.

laboratory researchers test catalyst hasteners for new chemical reactions.

محققان آزمایشگاهی تسریع‌کننده‌های کاتالیزور را برای واکنش‌های شیمیایی جدید آزمایش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید