hastier

[ایالات متحده]/ˈheɪstɪə/
[بریتانیا]/ˈheɪstɪr/

ترجمه

adj. انجام شده یا ساخته شده با سرعت بیش از حد؛ انجام شده در عجله؛ بی دقت یا شتابزده

عبارات و ترکیب‌ها

hastier decision

تصمیم عجولانه

hastier response

پاسخ عجولانه

hastier action

اقدام عجولانه

hastier conclusion

نتیجه گیری عجولانه

hastier choice

انتخاب عجولانه

hastier judgment

قضاوت عجولانه

hastier plan

برنامه عجولانه

hastier agreement

توافق عجولانه

hastier move

حرکت عجولانه

جملات نمونه

he made a hastier decision than usual.

او تصمیمی عجاله‌انه‌تر از حد معمول گرفت.

don't be hastier in your approach to this project.

در برخورد با این پروژه عجله نکنید.

she regretted her hastier comments during the meeting.

او از اظهارات عجولانه خود در طول جلسه پشیمان بود.

hastier actions can lead to mistakes.

اقدامات عجولانه می‌تواند منجر به اشتباه شود.

he often makes hastier choices when stressed.

او اغلب در زمان استرس، انتخاب‌های عجولانه‌تری می‌کند.

her hastier responses surprised everyone.

واکنش‌های عجولانه او همه را شگفت‌زده کرد.

we should avoid hastier conclusions without evidence.

ما باید از نتیجه‌گیری‌های عجولانه بدون مدرک اجتناب کنیم.

the team took a hastier route to finish the project.

تیم برای اتمام پروژه مسیر عجاله‌انه‌تری را انتخاب کرد.

his hastier replies indicated his impatience.

پاسخ‌های عجولانه او نشان‌دهنده بی‌صبری او بود.

making hastier decisions can impact your career.

تصمیم‌گیری‌های عجولانه می‌تواند بر حرفه شما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید