hawkshaws

[ایالات متحده]/ˈhɔːkʃɔː/
[بریتانیا]/ˈhɔkˌʃɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارآگاه؛ محقق خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

hawkshaw detective

کارآگاه هوکشاو

hawkshaw style

سبک هوکشاو

hawkshaw approach

رویکرد هوکشاو

hawkshaw investigation

تحقیقات هوکشاو

hawkshaw mystery

معمای هوکشاو

hawkshaw case

پرونده هوکشاو

hawkshaw analysis

تجزیه و تحلیل هوکشاو

hawkshaw clues

سرنخ‌های هوکشاو

hawkshaw evidence

دلایل هوکشاو

hawkshaw theory

نظریه هوکشاو

جملات نمونه

he played the role of a hawkshaw in the detective movie.

او نقش یک هاوکشو در فیلم کارآگاهی را بازی کرد.

the hawkshaw quickly solved the mystery.

هاوکشو به سرعت راز را حل کرد.

she always wanted to be a hawkshaw when she grew up.

او همیشه می خواست وقتی بزرگ شد یک هاوکشو باشد.

the hawkshaw followed the clues to find the missing person.

هاوکشو سرنخ ها را دنبال کرد تا فرد گمشده را پیدا کند.

as a hawkshaw, he had a keen eye for detail.

به عنوان یک هاوکشو، او چشم دقیقی برای جزئیات داشت.

the hawkshaw interviewed witnesses to gather information.

هاوکشو با شاهدان مصاحبه کرد تا اطلاعات جمع آوری کند.

in the story, the hawkshaw uncovered the truth.

در داستان، هاوکشو حقیقت را کشف کرد.

the hawkshaw used his intuition to crack the case.

هاوکشو از شهود خود برای حل پرونده استفاده کرد.

many people admire the skills of a hawkshaw.

بسیاری از مردم از مهارت های یک هاوکشو تحسین می کنند.

the hawkshaw's reputation grew after solving high-profile cases.

شهرت هاوکشو پس از حل پرونده های مهم افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید