headful

[ایالات متحده]/ˈhɛdfəl/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌfəl/

ترجمه

n. مقدار که یک سر می‌تواند نگه دارد
Word Forms
جمعheadfuls

عبارات و ترکیب‌ها

headful of thoughts

سرشار از افکار

headful of ideas

سرشار از ایده ها

headful of dreams

سرشار از رویاها

headful of plans

سرشار از برنامه ها

headful of worries

سرشار از نگرانی ها

headful of memories

سرشار از خاطرات

headful of questions

سرشار از سوالات

headful of knowledge

سرشار از دانش

headful of information

سرشار از اطلاعات

headful of experiences

سرشار از تجربیات

جملات نمونه

she had a headful of ideas for the new project.

او سرشار از ایده‌هایی برای پروژه جدید بود.

after the meeting, he left with a headful of information.

بعد از جلسه، او با سرشار از اطلاعات رفت.

he walked into the room with a headful of dreams.

او با سرشار از رویا وارد اتاق شد.

she always approaches problems with a headful of solutions.

او همیشه با سرشار از راه‌حل‌ها به مشکلات می‌پردازد.

his headful of thoughts kept him awake at night.

افکارش او را تا دیروقت بیدار نگه داشت.

with a headful of worries, she found it hard to relax.

با وجود نگرانی‌های فراوان، او نمی‌توانست آرامش پیدا کند.

she entered the exam with a headful of knowledge.

او با سرشار از دانش وارد امتحان شد.

he left the workshop with a headful of new techniques.

او کارگاه را با سرشار از تکنیک‌های جدید ترک کرد.

after reading the book, i had a headful of new perspectives.

بعد از خواندن کتاب، من دیدگاه‌های جدیدی به دست آوردم.

she approached the challenge with a headful of confidence.

او چالش را با اعتماد به نفس فراوان پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید