headraces

[ایالات متحده]/ˈhɛd.reɪs/
[بریتانیا]/ˈhɛd.reɪs/

ترجمه

n. کانالی برای انتقال آب، به ویژه کانالی که به یک چرخ آب یا توربین تأمین می‌کند؛ یک آبراه مصنوعی برای هدایت آب به یک مکان خاص

عبارات و ترکیب‌ها

headrace flow

جریان سرچشمه

headrace tunnel

تونل سرچشمه

headrace structure

ساختار سرچشمه

headrace system

سیستم سرچشمه

headrace channel

کانال سرچشمه

headrace design

طراحی سرچشمه

headrace intake

ورودی سرچشمه

headrace capacity

ظرفیت سرچشمه

headrace elevation

ارتفاع سرچشمه

headrace measurement

اندازه گیری سرچشمه

جملات نمونه

the headrace is crucial for directing water to the turbine.

سرچشمه برای هدایت آب به سمت توربین بسیار مهم است.

engineers designed the headrace to minimize water loss.

مهندسان سرچشمه را برای به حداقل رساندن تلفات آب طراحی کردند.

regular maintenance of the headrace ensures optimal performance.

تعویض منظم سرچشمه، عملکرد بهینه را تضمین می کند.

the headrace can be affected by sediment buildup.

سرچشمه می تواند تحت تأثیر رسوبات قرار گیرد.

a well-designed headrace improves energy efficiency.

یک سرچشمه طراحی شده به خوبی، باعث بهبود راندمان انرژی می شود.

construction of the headrace took several months to complete.

ساخت سرچشمه چندین ماه طول کشید تا تکمیل شود.

monitoring the headrace is essential for flood prevention.

نظارت بر سرچشمه برای جلوگیری از سیل ضروری است.

the headrace was built to withstand extreme weather conditions.

سرچشمه برای مقاومت در برابر شرایط آب و هوایی شدید ساخته شده است.

water quality in the headrace impacts the entire system.

کیفیت آب در سرچشمه بر کل سیستم تأثیر می گذارد.

they installed sensors along the headrace for better monitoring.

آنها برای نظارت بهتر، حسگرهایی را در طول سرچشمه نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید