headsquare design
طراحی هِداسکوئر
headsquare pattern
الگوی هِداسکوئر
headsquare style
سبک هِداسکوئر
headsquare logo
لوگوی هِداسکوئر
headsquare shape
شکل هِداسکوئر
headsquare fabric
پارچه هِداسکوئر
headsquare color
رنگ هِداسکوئر
headsquare print
چاپ هِداسکوئر
headsquare artwork
هنر هِداسکوئر
headsquare theme
موضوع هِداسکوئر
the headsquare should be neatly folded before use.
قبل از استفاده، باید روسری به طور مرتب تا شود.
she tied her headsquare around her head for protection.
او روسری را دور سرش بست تا از خود محافظت کند.
he wore a headsquare to keep the sun off his face.
او یک روسری پوشید تا از تابش آفتاب به صورتش جلوگیری کند.
many cultures have traditional ways of wearing a headsquare.
فرهنگهای بسیاری روشهای سنتی پوشیدن روسری دارند.
the headsquare added a touch of elegance to her outfit.
روسری ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.
he adjusted his headsquare to ensure it was secure.
او روسری خود را تنظیم کرد تا مطمئن شود محکم است.
she chose a colorful headsquare to match her dress.
او یک روسری رنگارنگ برای هماهنگی با لباسش انتخاب کرد.
wearing a headsquare can be both stylish and functional.
پوشیدن روسری میتواند هم شیک و هم کاربردی باشد.
he learned how to tie a headsquare from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه روسری را از مادربزرگش ببندد.
the headsquare was a symbol of her cultural heritage.
روسری نمادی از میراث فرهنگی او بود.
headsquare design
طراحی هِداسکوئر
headsquare pattern
الگوی هِداسکوئر
headsquare style
سبک هِداسکوئر
headsquare logo
لوگوی هِداسکوئر
headsquare shape
شکل هِداسکوئر
headsquare fabric
پارچه هِداسکوئر
headsquare color
رنگ هِداسکوئر
headsquare print
چاپ هِداسکوئر
headsquare artwork
هنر هِداسکوئر
headsquare theme
موضوع هِداسکوئر
the headsquare should be neatly folded before use.
قبل از استفاده، باید روسری به طور مرتب تا شود.
she tied her headsquare around her head for protection.
او روسری را دور سرش بست تا از خود محافظت کند.
he wore a headsquare to keep the sun off his face.
او یک روسری پوشید تا از تابش آفتاب به صورتش جلوگیری کند.
many cultures have traditional ways of wearing a headsquare.
فرهنگهای بسیاری روشهای سنتی پوشیدن روسری دارند.
the headsquare added a touch of elegance to her outfit.
روسری ظاهری شیک و باوقار به لباس او بخشید.
he adjusted his headsquare to ensure it was secure.
او روسری خود را تنظیم کرد تا مطمئن شود محکم است.
she chose a colorful headsquare to match her dress.
او یک روسری رنگارنگ برای هماهنگی با لباسش انتخاب کرد.
wearing a headsquare can be both stylish and functional.
پوشیدن روسری میتواند هم شیک و هم کاربردی باشد.
he learned how to tie a headsquare from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه روسری را از مادربزرگش ببندد.
the headsquare was a symbol of her cultural heritage.
روسری نمادی از میراث فرهنگی او بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید