headstands

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌstændz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌstændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی معکوس که بدن توسط سر حمایت می‌شود
vi. انجام یک وضعیت معکوس که توسط سر حمایت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

headstands practice

تمرینات ایستادن روی دست

headstands benefits

مزایای ایستادن روی دست

headstands technique

تکنیک ایستادن روی دست

headstands challenge

چالش ایستادن روی دست

headstands variations

تنوعات ایستادن روی دست

headstands tutorial

آموزش ایستادن روی دست

headstands safety

ایمنی در هنگام ایستادن روی دست

headstands for beginners

ایستادن روی دست برای مبتدیان

headstands class

کلاس ایستادن روی دست

headstands exercises

تمرینات ایستادن روی دست

جملات نمونه

practicing headstands can improve your balance.

تمرین ایستادن روی دست می‌تواند به بهبود تعادل شما کمک کند.

she can do headstands effortlessly.

او می‌تواند به راحتی روی دست بایستد.

headstands are a great way to build core strength.

ایستادن روی دست یک راه عالی برای افزایش قدرت هسته بدن است.

he learned how to do headstands in yoga class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس یوگا روی دست بایستد.

headstands require practice and patience to master.

برای تسلط بر ایستادن روی دست به تمرین و صبر نیاز است.

she enjoys doing headstands during her workout routine.

او از انجام ایستادن روی دست در روتین تمرینی خود لذت می‌برد.

headstands can help with blood circulation.

ایستادن روی دست می‌تواند به بهبود گردش خون کمک کند.

he often incorporates headstands into his fitness regimen.

او اغلب ایستادن روی دست را در برنامه تناسب اندام خود قرار می‌دهد.

learning headstands can be challenging for beginners.

یادگیری ایستادن روی دست می‌تواند برای مبتدیان چالش برانگیز باشد.

she took a class to improve her headstands.

او برای بهبود ایستادن روی دست در یک کلاس ثبت نام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید