headwords

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌwɜːdz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌwɜrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلماتی که به عنوان ورودی اصلی در یک دیکشنری یا واژه‌نامه خدمت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

headwords list

لیست واژگان

headwords index

فهرست واژگان

headwords definition

تعریف واژگان

headwords entry

ورود واژگان

headwords search

جستجوی واژگان

headwords meaning

معنی واژگان

headwords usage

نحوه استفاده از واژگان

headwords format

فرمت واژگان

headwords database

پایگاه داده واژگان

headwords analysis

تجزیه و تحلیل واژگان

جملات نمونه

headwords are essential for understanding the meaning of a text.

واژه‌های اصلی برای درک معنای یک متن ضروری هستند.

students often look up headwords in the dictionary.

دانشجویان اغلب واژه‌های اصلی را در فرهنگ لغت جستجو می‌کنند.

headwords help in organizing the content of a glossary.

واژه‌های اصلی به سازماندهی محتوای یک واژه‌نامه کمک می‌کنند.

in linguistics, headwords are key to defining terms.

در زبان‌شناسی، واژه‌های اصلی برای تعریف اصطلاحات کلیدی هستند.

the teacher explained how to identify headwords in sentences.

معلم توضیح داد که چگونه واژه‌های اصلی را در جملات شناسایی کنیم.

each entry in the dictionary begins with a headword.

هر ورودی در فرهنگ لغت با یک واژه اصلی شروع می‌شود.

headwords can vary in form depending on their grammatical function.

واژه‌های اصلی می‌توانند بسته به نقش دستوری آن‌ها در شکل متفاوت باشند.

understanding headwords is crucial for language learners.

درک واژه‌های اصلی برای زبان‌آموزان بسیار مهم است.

headwords often include variations for different tenses.

واژه‌های اصلی اغلب شامل تغییرات برای زمان‌های مختلف می‌شوند.

the glossary lists all headwords used in the book.

واژه‌نامه تمام واژه‌های اصلی مورد استفاده در کتاب را فهرست می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید