heapes

[ایالات متحده]/hiːps/
[بریتانیا]/hiːps/

ترجمه

n. فرم جمع heape؛ یکی از متغیرهای Heap (نام خانوادگی انگلیسی)

عبارات و ترکیب‌ها

heaped plate

تخته پر

heaped high

پر و بالا

heaped with

پر از

heaped praise

تعریف‌های پر

heaped scorn

تکذیب‌های پر

heaped abuse

تکذیب‌های پر

heaped portions

پر از قسمت‌ها

heaped measure

مقدار پر

heaped thanks

تشکر‌های پر

جملات نمونه

she received heapes of praise for her outstanding performance at the awards ceremony.

او به دلیل عملکرد برجسته خود در جشن اهدای جوایز، مقدار زیادی تحسین را دریافت کرد.

the dining table was heaped with traditional dishes for the family reunion dinner.

میز غذا در آمد جمعی خانوادگی با غذاهای سنتی پر شده بود.

he gathered heapes of evidence to prove his innocence in the court.

او مقدار زیادی شواهد جمع کرد تا در دادگاه بی‌گناهی خود را ثابت کند.

the antique shop was heaped full of rare collectibles from around the world.

مغازه باستانی پر از جمعیت نادر از سراسر جهان بود.

they heaped coals of fire on their enemy's head by offering forgiveness instead of revenge.

آنها با ارائه بخشش به جای تلافی، مقدار زیادی گرمای آتش را روی سر دشمن خود پر کردند.

the blizzard left snow heaped high against the farmhouse windows.

باد برفی باعث شد تا برف به طور گسترده‌ای در مقابل پنجره‌های خانه کشاورزی تجمع کند.

she faced heapes of criticism after her controversial statement went public.

پس از اینکه بیانیه مورد جدال او به اطلاع عموم رسید، او با مقدار زیادی انتقاد مواجه شد.

the wheat farmer heaped the harvested grain into towering piles across the field.

کشاورد گندم، دانه‌های جمع‌آوری شده را در کنار مزرعه به دسته‌های بلندی پر کرد.

after the buffet, dirty plates and utensils were heaped messily in the kitchen sink.

پس از سرو غذا، ظروف و ابزار کثیف به طور بی‌نظم در ظرف شستن ظروف آشپزخانه پر شدند.

the children heaped their easter baskets with chocolate eggs and candy.

کودکان سبد هفته پاک خود را با تخم‌مرغ‌های شکلاتی و شیرینی پر کردند.

heaped upon the archaeological site were centuries of accumulated sand and dust.

قرن‌ها از ریزش‌های ریز و گرد و غبار بر روی مکان باستان‌شناسی تجمع یافته بود.

the hospitable grandmother heaped food onto everyone's plate at sunday dinner.

میهمان‌گر مادربزرگ در غذای روز یکشنبه، غذا را روی تمام ظروف افراد پر کرد.

despite working overtime, he still had heapes of unfinished work on his desk.

هر چند که اضافه کار کرده بود، هنوز روی میزش مقدار زیادی کار ناکتمام وجود داشت.

the generous benefactor donated heapes of money to the local hospital last year.

کمک‌کننده لطف‌آمیز سال گذشته مقدار زیادی پول به بیمارستان محلی هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید