heartseeds

[ایالات متحده]/hɑːtsiːdz/
[بریتانیا]/hɑːrtsiːdz/

ترجمه

n. دانه‌های مرتبط با قلب یا دارای شکل قلبی؛ دانه‌های مربوط به قلب.

عبارات و ترکیب‌ها

sowing heartseeds

کاشت دل‌دانه‌ها

heartseeds bloom

دل‌دانه‌ها گل می‌زنند

planting heartseeds

کاشت دل‌دانه‌ها

heartseeds grow

دل‌دانه‌ها رشد می‌کنند

nurturing heartseeds

پرورش دادن دل‌دانه‌ها

heartseeds take root

دل‌دانه‌ها ریشه می‌زنند

scattering heartseeds

پراکنده شدن دل‌دانه‌ها

heartseeds flourish

دل‌دانه‌ها به گلهای زیبایی می‌رویند

sown heartseeds

دل‌دانه‌های کاشته شده

heartseeds awakening

بیدار شدن دل‌دانه‌ها

جملات نمونه

she planted heartseeds of gratitude in her soul, and they blossomed into overwhelming joy.

او در جان خود بذور قلب امتنان کاشت و آنها به شادی بی‌پایان گسترش یافتند.

the gardener of dreams nurtured heartseeds of hope within the children's hearts.

کاشتکار رویاها بذور قلب امید را در دل‌های کودکان پرورش داد.

his heartseeds of memory grew deep roots that anchored his entire existence.

بذور قلب یادگار او ریشه‌های عمیقی رشد دادند که تمام وجود او را ثابت نگه داشتند.

every moment waters the heartseeds, and suddenly they burst into full bloom.

هر لحظه بذور قلب را آبیاری می‌کند و ناگهان آنها به گل‌های کامل گشته‌اند.

the tender heartseeds of compassion sprouted between strangers, creating instant connection.

بذور قلب مهربانی نرم بین غریب‌ها رشد کرد و ارتباط فوری ایجاد کرد.

like petals unfolding at dawn, heartseeds of courage push through the soil of fear.

مانند گل‌پایه‌هایی که در آغاز روز باز می‌شوند، بذور قلب شجاعت از خاک ترس عبور می‌کنند.

kindness is the fertile ground where heartseeds of understanding take root and thrive.

لطف زمین خصیفی است که بذور قلب درک در آن ریشه می‌زنند و رشد می‌کنند.

the storm could not destroy the heartseeds of resilience buried in their village.

بی‌خیال نمی‌توانست بذور قلب مقاومتی که در روستای آن‌ها پنهان شده بود را نابود کند.

she discovered heartseeds of creativity blooming in the soil of her silent suffering.

او کشف کرد که بذور قلب خلاقیت در خاک رنج خاموشش گل می‌زورند.

the heartseeds within us all carry the potential for extraordinary growth.

بذور قلب در تمام ما پتانسیل رشد غیرمعمولی را حمل می‌کنند.

darkness cannot prevent heartseeds from reaching toward the light of awareness.

تاریکی نمی‌تواند از بذور قلب جلوگیری کند تا به نور آگاهی بروند.

these fragile heartseeds of hope broke through the frozen ground of despair.

این بذور قلب امید نازل از خاک یأس یخ‌زده عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید