heavy hitters
بازیکنان کلیدی
heavy lifting
بالا بردن سنگین
heavyweights only
فقط سنگین وزن
heavy artillery
توپ سنگین
heavy traffic
ترافیک سنگین
heavy burden
بار سنگین
heavy drinkers
نوشیدنیهای زیاد مصرفکننده
heavy losses
زیانهای سنگین
heavy presence
حضور گسترده
heavy metal
فلز سنگین
heavies often dominate the conversation in meetings.
افراد بانفوذ اغلب در جلسات، گفتگو را تحت سلطه خود در میآورند.
she always brings the heavies to her presentations.
او همیشه افراد بانفوذ را به ارائه های خود می آورد.
the heavies in the industry are attending the conference.
افراد بانفوذ در صنعت در حال حضور در کنفرانس هستند.
heavies in the market can influence trends significantly.
افراد بانفوذ در بازار می توانند روندها را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهند.
we need to consult the heavies before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری با افراد بانفوذ مشورت کنیم.
the heavies were invited to the gala event.
افراد بانفوذ به رویداد شام دعوت شده بودند.
heavies often have a significant impact on public opinion.
افراد بانفوذ اغلب تاثیر قابل توجهی بر افکار عمومی دارند.
the project requires input from the heavies in our department.
این پروژه نیاز به نظرخواهی از افراد بانفوذ در بخش ما دارد.
heavies are expected to endorse the new policy.
انتظار می رود افراد بانفوذ از سیاست جدید حمایت کنند.
collaborating with heavies can enhance our credibility.
همکاری با افراد بانفوذ می تواند اعتبار ما را افزایش دهد.
heavy hitters
بازیکنان کلیدی
heavy lifting
بالا بردن سنگین
heavyweights only
فقط سنگین وزن
heavy artillery
توپ سنگین
heavy traffic
ترافیک سنگین
heavy burden
بار سنگین
heavy drinkers
نوشیدنیهای زیاد مصرفکننده
heavy losses
زیانهای سنگین
heavy presence
حضور گسترده
heavy metal
فلز سنگین
heavies often dominate the conversation in meetings.
افراد بانفوذ اغلب در جلسات، گفتگو را تحت سلطه خود در میآورند.
she always brings the heavies to her presentations.
او همیشه افراد بانفوذ را به ارائه های خود می آورد.
the heavies in the industry are attending the conference.
افراد بانفوذ در صنعت در حال حضور در کنفرانس هستند.
heavies in the market can influence trends significantly.
افراد بانفوذ در بازار می توانند روندها را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهند.
we need to consult the heavies before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری با افراد بانفوذ مشورت کنیم.
the heavies were invited to the gala event.
افراد بانفوذ به رویداد شام دعوت شده بودند.
heavies often have a significant impact on public opinion.
افراد بانفوذ اغلب تاثیر قابل توجهی بر افکار عمومی دارند.
the project requires input from the heavies in our department.
این پروژه نیاز به نظرخواهی از افراد بانفوذ در بخش ما دارد.
heavies are expected to endorse the new policy.
انتظار می رود افراد بانفوذ از سیاست جدید حمایت کنند.
collaborating with heavies can enhance our credibility.
همکاری با افراد بانفوذ می تواند اعتبار ما را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید