hecklings

[ایالات متحده]/ˈhɛkəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛkəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل قطع کردن سخنران با نظرات یا سوالات تهاجمی

عبارات و ترکیب‌ها

heckling crowd

جمعی که از او صدا می‌کرد

heckling response

واکنش به تشویق

heckling incident

حادثه تشویق

heckling behavior

رفتار تشویقی

heckling remarks

اظهارات تشویقی

heckling audience

تعدادی که از او صدا می‌کرد

heckling session

جلسه تشویق

heckling tactics

تاکتیک‌های تشویقی

heckling protest

اعتراض تشویقی

جملات نمونه

the crowd began heckling the speaker during the debate.

تماشاگران شروع به تمسخر سخنران در طول بحث کردند.

he couldn't finish his speech because of the constant heckling.

او نتوانست سخنرانی خود را به دلیل تمسخر مداوم به پایان برساند.

he responded to the heckling with humor to lighten the mood.

او با طنز به تمسخرها پاسخ داد تا فضا را تلطیف کند.

he faced heckling from the audience after his controversial remarks.

او پس از اظهارات جنجالی خود با تمسخر از سوی مخاطبان روبرو شد.

the comedian handled the heckling like a pro.

کمدین با حرفه‌ای‌گری با تمسخرها برخورد کرد.

he tried to ignore the heckling and focus on his performance.

او سعی کرد تمسخرها را نادیده بگیرد و بر روی اجرای خود تمرکز کند.

he was known for his quick wit in dealing with heckling.

او به خاطر هوش سریع خود در برخورد با تمسخرها شناخته می شد.

he encouraged the heckling to create a lively atmosphere.

او برای ایجاد فضایی پر جنب و جوش، تمسخرها را تشویق کرد.

he felt demoralized after the heckling from the crowd.

او پس از تمسخر از سوی جمعیت احساس بدحالی کرد.

he used the heckling as a way to engage with the audience.

او از تمسخرها به عنوان راهی برای ارتباط با مخاطبان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید