heeling

[ایالات متحده]/ˈhiːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhiːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کج کردن یا شیب دادن؛ چرمی که برای پشت کفش استفاده می‌شود
v. شکل حال استمراری heel، به معنای کج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heeling boat

قایق واژه‌دار

heeling angle

زاویه واژگونی

heeling force

نیروی واژگونی

heeling over

واژه‌گون شدن

heeling motion

حرکت واژگونی

heeling effect

اثر واژگونی

heeling problem

مشکل واژگونی

heeling action

عمل واژگونی

heeling situation

وضعیت واژگونی

heeling technique

تکنیک واژگونی

جملات نمونه

heeling is important for dog training.

آموزش راه رفتن با قلاده برای آموزش سگ‌ها مهم است.

she loves the feeling of heeling while walking.

او از حس راه رفتن با قلاده در حین پیاده‌روی لذت می‌برد.

heeling can improve your balance and posture.

راه رفتن با قلاده می‌تواند به بهبود تعادل و وضعیت بدنی شما کمک کند.

many dogs excel at heeling during competitions.

بسیاری از سگ‌ها در مسابقات در راه رفتن با قلاده مهارت دارند.

heeling requires patience and consistency.

راه رفتن با قلاده نیاز به صبر و ثبات دارد.

practice heeling regularly for best results.

برای بهترین نتیجه، به طور منظم راه رفتن با قلاده را تمرین کنید.

heeling helps strengthen the bond between dog and owner.

راه رفتن با قلاده به تقویت پیوند بین سگ و صاحب آن کمک می‌کند.

she demonstrated perfect heeling with her dog.

او به طور کامل راه رفتن با قلاده را با سگ خود نشان داد.

heeling can be challenging for some breeds.

راه رفتن با قلاده ممکن است برای برخی از نژادها چالش‌برانگیز باشد.

heeling is a fundamental skill in obedience training.

راه رفتن با قلاده یک مهارت اساسی در آموزش اطاعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید