helicoptering

[ایالات متحده]/[ˈhelɪkɒptərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈhɛlɪkɒptərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پرواز کردن با هلیکوپتر؛ بالا نشاندن در یک نقطه با هلیکوپتر؛ کمک زیاد به کسی، به ویژه یک کودک، که باعث می‌شود از تجربیات یا اشتباهات خود یاد بگیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

helicoptering around

پهلوانی در اطراف

helicoptering in

پهلوانی در ورود

helicoptering over

پهلوانی بر روی

helicoptering rescue

营救直升机

helicoptering mission

مأموریت پهلوانی

helicoptering pilot

پیлот پهلوانی

helicoptering noise

صوت پهلوانی

helicoptering swiftly

پهلوانی به سرعت

helicoptering cautiously

پهلوانی با احتیاط

helicoptering operations

عملیات پهلوانی

جملات نمونه

the parents were accused of helicoptering their child through college.

والدین به خاطر اینکه به فرزندشان در دانشگاه به طور مفرط کمک می‌کردند، متهم شدند.

we need to stop helicoptering around and let him learn from his mistakes.

باید از این رفتار پروازی فراتر رفتن را متوقف کنیم و به او بیاموزیم که از اشتباهاتش یاد بگیرد.

her helicoptering style was exhausting for everyone involved.

سبک پروازی او برای همه افراد مرتبط خستا کننده بود.

he resented his mother's constant helicoptering over his career choices.

او عصبانی از اینکه مادرش به طور مداوم در مورد انتخاب‌های شغلی او پرواز می‌کرد.

the school discouraged helicoptering parents at school events.

مدرسه والدینی را که در رویدادهای مدرسه پرواز می‌کردند، تشویق نمی‌کرد.

it's important to avoid helicoptering your children and foster independence.

اهمیت دارد که از پروازی فرزندان خود پرهیز کنید و خودکفایی را ترویج دهید.

she realized she'd been helicoptering her son too much.

او متوجه شد که بیش از حد به پسرش پرواز کرده است.

the teacher warned against helicoptering to solve every problem for the students.

معلم هشدار داد که از پروازی برای حل هر مشکلی دانش‌آموزان دادن پرهیز کنید.

helicoptering can stifle a child's ability to develop problem-solving skills.

پروازی می‌تواند توانایی یک کودک را برای توسعه مهارت حل مسئله کاهش دهد.

we want to encourage self-reliance, not helicoptering our kids.

ما می‌خواهیم خودکفایی را تشویق کنیم، نه اینکه به فرزندانمان پرواز کنیم.

the coach noticed the parents helicoptering onto the field after the game.

مربی متوجه شد که والدین پس از بازی به زمین پرواز می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید