helming

[ایالات متحده]/ˈhɛlmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛlmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل هدایت یک کشتی یا قایق؛ به عهده گرفتن یا کنترل چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

helming a project

هدایت یک پروژه

helming the team

هدایت تیم

helming the ship

هدایت کشتی

helming the initiative

هدایت طرح

helming the company

هدایت شرکت

helming the project

هدایت یک پروژه

helming the effort

هدایت تلاش

helming a venture

هدایت یک طرح کسب و کار

helming the organization

هدایت سازمان

helming the strategy

هدایت استراتژی

جملات نمونه

she is helming the project to improve our marketing strategy.

او مسئولیت هدایت پروژه برای بهبود استراتژی بازاریابی ما را بر عهده دارد.

he has been helming the team since last year.

او از سال گذشته مسئولیت هدایت تیم را بر عهده داشته است.

they are helming the new initiative for sustainable practices.

آنها مسئولیت هدایت طرح جدید برای شیوه‌های پایدار را بر عهده دارند.

the ceo is helming the company through a difficult transition.

مدیرعامل شرکت را در طول یک دوره گذار دشوار هدایت می‌کند.

she is helming the discussion on climate change solutions.

او مسئولیت هدایت بحث در مورد راه حل های تغییرات آب و هوایی را بر عهده دارد.

he is helming the development of the new software.

او مسئولیت توسعه نرم افزار جدید را بر عهده دارد.

they are helming efforts to enhance community engagement.

آنها مسئولیت هدایت تلاش‌ها برای افزایش مشارکت جامعه را بر عهده دارند.

the director is helming the production of the new film.

مدیر مسئولیت تولید فیلم جدید را بر عهده دارد.

she is helming a team of experts in the field.

او مسئولیت هدایت تیمی از متخصصان در این زمینه را بر عهده دارد.

the new manager is helming the department with fresh ideas.

مدیر جدید با ایده های نوآورانه، مسئولیت هدایت بخش را بر عهده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید