helves

[ایالات متحده]/hɛlv/
[بریتانیا]/hɛlv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای ارائه یک دسته برای
n. دسته یک ابزار یا سلاح

عبارات و ترکیب‌ها

axe helve

دسته تبر

helve design

طراحی دسته

helve length

طول دسته

helve grip

گرفت دسته

helve material

جنس دسته

helve joint

اتصال دسته

helve shape

شکل دسته

helve angle

زاویه دسته

helve style

سبک دسته

helve attachment

اتصال دسته

جملات نمونه

he used a helve to chop the wood efficiently.

او از یک دسته برای برش چوب به طور موثر استفاده کرد.

the helve of the axe was made of sturdy oak.

دسته تبر از چوب بلوط محکم ساخته شده بود.

she learned how to properly grip the helve for better control.

او یاد گرفت که چگونه دسته را به درستی در دست بگیرد تا کنترل بهتری داشته باشد.

the craftsman carved intricate designs on the helve.

صنع‌تکار طرح‌های پیچیده‌ای روی دسته حکاکی کرد.

after years of use, the helve needed to be replaced.

پس از سال‌ها استفاده، دسته نیاز به تعویض داشت.

he felt the helve slip from his hands during the swing.

او احساس کرد که دسته در حین نوسان از دستش لیز می‌خورد.

choosing the right helve can improve your chopping technique.

انتخاب دسته مناسب می‌تواند تکنیک برش شما را بهبود بخشد.

the helve was too short for effective use.

دسته برای استفاده موثر خیلی کوتاه بود.

he polished the helve to restore its original shine.

او دسته را صیقل داد تا درخشندگی اصلی آن را بازگرداند.

during the demonstration, he emphasized the importance of a strong helve.

در طول نمایش، او بر اهمیت یک دسته قوی تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید