henna

[ایالات متحده]/ˈhɛnə/
[بریتانیا]/ˈhɛnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی گلدار که برای رنگ کردن مو و پوست استفاده می‌شود؛ رنگی قهوه‌ای مایل به قرمز که از برگ‌های گیاه حنا به دست می‌آید؛ رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردhennas
جمعhennas
صفت یا فعل حال استمراریhennaing
زمان گذشتهhennaed
قسمت سوم فعلhennaed

عبارات و ترکیب‌ها

henna tattoo

کاشت حنا

henna design

طرح حنا

henna art

هنر حنا

henna paste

خمیر حنا

henna ceremony

مراسم حنا

henna color

رنگ حنا

henna application

اعمال حنا

henna designs

طرح‌های حنا

henna party

جشن حنا

henna patterns

الگوهای حنا

جملات نمونه

she applied henna to her hair for a natural dye.

او حنا را برای رنگ طبیعی روی موهای خود استفاده کرد.

henna designs are popular at weddings and festivals.

طرح‌های حنا در عروسی‌ها و جشنواره‌ها محبوب هستند.

he bought henna powder for his sister's bridal shower.

او پودر حنا را برای جشن بachelorette خواهرش خرید.

many cultures use henna for body art.

فرهنگ‌های زیادی از حنا برای نقاشی بدن استفاده می‌کنند.

she loves to create intricate henna patterns on her hands.

او عاشق ایجاد طرح‌های پیچیده حنا روی دست‌های خود است.

henna is often used to celebrate special occasions.

اغلب از حنا برای جشن گرفتن مناسبت‌های خاص استفاده می‌شود.

he learned how to mix henna for better color results.

او یاد گرفت که چگونه حنا را برای نتایج بهتر رنگ مخلوط کند.

henna can last for several weeks on the skin.

حنا می‌تواند برای چند هفته روی پوست بماند.

she attended a workshop to learn henna application techniques.

او در یک کارگاه برای یادگیری تکنیک‌های استفاده از حنا شرکت کرد.

using henna is a traditional practice in many regions.

استفاده از حنا یک عمل سنتی در بسیاری از مناطق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید