heretically

[ایالات متحده]/hɪˈretɪkli/
[بریتانیا]/hɪˈrɛtɪkli/

ترجمه

adv.به طرز زنديقانه؛ برخلاف اصول و اعتقادات پذیرفته‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

thinking heretically

به شیوه کفرآمیز فکر کردن

speaking heretically

به شیوه کفرآمیز سخن گفتن

questioning heretically

به شیوه کفرآمیز استدلال کردن

arguing heretically

به شیوه کفرآمیز رفتار کردن

writing heretically

به شیوه کفرآمیز پرسش کردن

behaving heretically

به شیوه کفرآمیز به چالش کشیدن

reasoning heretically

به شیوه کفرآمیز استنتاج کردن

believing heretically

به شیوه کفرآمیز تعلیم دادن

teaching heretically

به شیوه کفرآمیز تفسیر کردن

acting heretically

به شیوه کفرآمیز رد کردن

جملات نمونه

heretically questioning established scientific paradigms often leads to breakthrough discoveries.

فیسوف به طور زنديقانه گرایش داشت و حتی مقدس ترین اصول زمان خود را زیر سوال می برد.

the philosopher was heretically inclined toward challenging traditional metaphysical assumptions.

او به طور زنديقانه به مسئله نزدیک شد و روش های قراردادی را به طور کلی رد کرد.

heretically thinking about economic systems can inspire innovative policy solutions.

نظریه های زنديقانه او در ابتدا با انتقاد شدید حاکمیت روبرو شد.

heretically challenging religious orthodoxy was dangerous during medieval times.

هنرمند به سبک زنديقانه نقاشی کرد و تمام قوانین سنتی ترکیب را زیر پا گذاشت.

heretically minded individuals have historically been persecuted for their unconventional beliefs.

دانشمندان گاهی اوقات باید به شکل زنديقانه فکر کنند تا کشفیات مهم داشته باشند.

the artist's work was heretically unconventional, rejecting mainstream artistic movements.

رهبر شورشی به طور زنديقانه علیه教义 رژیم سرکوبگر سخن گفت.

heretically questioning authority figures can be both liberating and dangerous.

ایده های زنديقانه و غیرمتعارف او در نهایت کل رشته تحصیلی را متحول کرد.

heretically dissenting from popular opinion requires considerable intellectual courage.

نویسنده به طور زنديقانه هر فرضیه ای را در رمان جنجالی خود به چالش کشید.

the professor's heretically radical views on education reform sparked intense debate.

حتی دیدگاه های زنديقانه و متفاوت نیز شایسته شنیده شدن منصفانه در گفتگوی آزاد هستند.

heretically refusing to conform to social norms can lead to social isolation.

استاد دانشجویان را تشویق کرد که به شکل زنديقانه آنچه در کتاب های درسی یاد گرفتند را زیر سوال ببرند.

heretically interpreting classical texts often reveals hidden meanings and new perspectives.

رویکرد زنديقانه و رادیکال او به اقتصاد، سقوط بازار را به درستی پیش بینی کرد.

the writer's heretically defiant tone challenged readers to think differently about morality.

معمار به سبک زنديقانه طراحی کرد و سازه هایی خلق کرد که با تمام قراردادهای مهندسی مخالفت می کردند.

heretically challenging corporate greed demands brave whistleblowers willing to face retaliation.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید