hermen

[ایالات متحده]/ˈhɜːmən/
[بریتانیا]/ˈhɜrmən/

ترجمه

n. یک نام مردانه

عبارات و ترکیب‌ها

hermen rights

حقوق هرمِن

hermen culture

فرهنگ هرمِن

hermen legacy

میراث هرمِن

hermen community

جامعه هرمِن

hermen beliefs

اعتقادات هرمِن

hermen practices

مناسک هرمِن

hermen history

تاریخ هرمِن

hermen identity

هویت هرمِن

hermen values

ارزش‌های هرمِن

hermen traditions

آد و رسوم هرمِن

جملات نمونه

hermen is known for his artistic talent.

هرمن به خاطر استعداد هنری‌اش شناخته می‌شود.

she invited hermen to the party.

او هرمن را به مهمانی دعوت کرد.

hermen loves to explore new cultures.

هرمن عاشق کشف فرهنگ‌های جدید است.

he often collaborates with hermen on projects.

او اغلب با هرمن در پروژه‌ها همکاری می‌کند.

hermen has a unique perspective on life.

هرمن دیدگاه منحصر به فردی نسبت به زندگی دارد.

they discussed their plans with hermen.

آنها برنامه‌های خود را با هرمن مطرح کردند.

hermen enjoys reading books in his free time.

هرمن از خواندن کتاب در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

he asked hermen for advice on his career.

او از هرمن برای مشاوره در مورد شغلش راهنمایی خواست.

hermen has a passion for cooking.

هرمن شور و اشتیاقی برای آشپزی دارد.

they went hiking with hermen last weekend.

آنها آخر هفته گذشته با هرمن به پیاده‌روی رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید