hetman

[ایالات متحده]/ˈhɛtmən/
[بریتانیا]/ˈhɛtˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبر Cossacks؛ رئیس Cossacks؛ فرمانده نظامی تاریخی لهستان
Word Forms
جمعhetmans

عبارات و ترکیب‌ها

hetman of ukraine

فرمانده اوکراین

hetman title

عنوان خان

hetman leader

رهبر خان

hetman army

ارتش خان

hetman role

نقش خان

hetman position

موقعیت خان

hetman history

تاریخ خان

hetman governance

حاکمیت خان

hetman council

شورای خان

hetman tradition

آدتی خان

جملات نمونه

the hetman led his troops into battle.

رهبر ارتش خود را به جنگ هدایت کرد.

in history, the hetman was a significant military leader.

در تاریخ، هِت‌من یک رهبر نظامی مهم بود.

the hetman's decisions were crucial for the army's success.

تصمیمات هِت‌من برای موفقیت ارتش بسیار مهم بودند.

many hetmans were known for their strategic prowess.

بسیاری از هِت‌من‌ها به دلیل مهارت‌های استراتژیک خود شناخته می‌شدند.

the hetman held a council to discuss the upcoming campaign.

هِت‌من یک شورای مشورتی برای بحث در مورد کمپین آینده برگزار کرد.

historians often study the role of the hetman in eastern european politics.

تاریخ‌نگاران اغلب نقش هِت‌من را در سیاست‌های اروپای شرقی مطالعه می‌کنند.

the hetman was revered by his followers for his bravery.

هِت‌من به دلیل شجاعت خود توسط پیروانش مورد احترام بود.

during the war, the hetman faced many challenges.

در طول جنگ، هِت‌من با چالش‌های زیادی روبرو شد.

the title of hetman is steeped in tradition.

عنوان هِت‌من ریشه در سنت دارد.

after the battle, the hetman assessed the damage.

پس از نبرد، هِت‌من خسارت را ارزیابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید