hewed

[ایالات متحده]/hjuːd/
[بریتانیا]/hjud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با تبر یا چاقو خرد یا برش دادن؛ چیزی را با برش شکل یا فرم دادن؛ ایجاد یا باز کردن یک مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

hewed stone

سنگ تراشیده

hewed wood

چوب تراشیده

hewed beam

تیر تراشیده

hewed log

اجرای تراشیده

hewed path

مسیر تراشیده

hewed figure

تصویر تراشیده

hewed edge

لبه تراشیده

hewed rock

سنگ تراشیده

hewed shape

شکل تراشیده

hewed surface

سطح تراشیده

جملات نمونه

he hewed the wood into perfect shapes.

او چوب را به شکل‌های کامل تراشید.

the craftsman hewed the stone with great skill.

هنرمند سنگ را با مهارت فراوان تراشید.

they hewed a path through the dense forest.

آنها یک مسیر را از میان جنگل انبوه تراشیدند.

she hewed out a niche for herself in the art world.

او جایگاه خود را در دنیای هنر تراشید.

the statue was hewed from a single block of marble.

مجسمه از یک بلوک مرمر تراشیده شده بود.

he hewed the logs to build a cabin.

او برای ساختن کلبه، چوب‌ها را تراشید.

they hewed the ice for the winter festival.

آنها برای جشنواره زمستانی، یخ‌ها را تراشیدند.

the ancient warriors hewed their way through the enemy lines.

جنگجویان باستانی از میان خطوط دشمن خود را تراشیدند.

she hewed the vegetables for the soup.

او سبزیجات را برای سوپ تراشید.

he hewed down the old tree in the backyard.

او درخت قدیمی را در حیاط پشتی از ریشه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید