hewing

[ایالات متحده]/ˈhjuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhjuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعل حال از hew، به معنای بریدن یا خرد کردن چیزی؛ شکل دادن یا تشکیل دادن با بریدن؛ پاک کردن یک مسیر یا ایجاد فضایی

عبارات و ترکیب‌ها

hewing wood

برش چوب

hewing stone

برش سنگ

hewing away

برداشتن

hewing out

بیرون تراشیدن

hewing lines

تراشیدن خطوط

hewing paths

تراشیدن مسیرها

hewing logs

برش تنه‌ها

hewing shapes

تراشیدن اشکال

hewing tools

ابزارهای برش

hewing craft

هنر برش

جملات نمونه

he was hewing wood for the winter.

او داشتند برای زمستان هیزم تبر می‌کردند.

the sculptor spent hours hewing the stone.

مجسمه‌ساز ساعت‌ها مشغول تراشیدن سنگ بود.

they were hewing a path through the forest.

آنها داشتند یک مسیر را از میان جنگل تبر می‌کردند.

hewing logs is a skill that takes practice.

تبر کردن چوب‌ها مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.

the workers are hewing beams for the new house.

کارگران مشغول تبر کردن تیرها برای خانه جدید هستند.

he enjoys hewing furniture from reclaimed wood.

او از تبر کردن مبلمان از چوب بازیافتی لذت می‌برد.

she watched him hewing the ice for skating.

او نگاه کرد که او داشت یخ را برای اسکیت سواری تبر می‌کرد.

hewing out a canoe requires careful technique.

تبر کردن یک قایق نیازمند تکنیک دقیق است.

they are hewing a statue from a large block of marble.

آنها مشغول تبر کردن یک مجسمه از یک بلوک بزرگ مرمر هستند.

hewing trees can be dangerous without proper tools.

تبر کردن درختان بدون ابزار مناسب می‌تواند خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید