six-sided die
شش وجهی
six-sided shape
شش وجهی
six-sided figure
شش وجهی
six-sided prism
هگزاگونال
six-sided polygon
شش ضلعی
a six-sided object
شیء شش وجهی
six-sided structure
ساختار شش وجهی
six-sided box
جعبه شش وجهی
six-sided building
ساختمان شش وجهی
six-sided world
جهان شش وجهی
the die had six-sided faces, allowing for a variety of game outcomes.
تاس دارای وجههای شش ضلعی بود که به ایجاد نتایج مختلف در بازی اجازه میداد.
a six-sided nut provides a secure fastening in machinery.
یک مهره شش ضلعی، بستن ایمن در ماشینآلات را فراهم میکند.
the building's design incorporated six-sided modules for structural stability.
طراحی ساختمان شامل ماژولهای شش ضلعی برای استحکام سازهای بود.
we used six-sided bolts to reinforce the wooden frame.
ما از پیچهای شش ضلعی برای تقویت قاب چوبی استفاده کردیم.
the geodesic dome was constructed with six-sided panels.
گنبد ژئودزیک با پنلهای شش ضلعی ساخته شد.
the puzzle consisted of interlocking six-sided pieces.
پازل از قطعات شش ضلعی در هم قفل شده تشکیل شده بود.
he rolled the six-sided die and got a four.
او تاس شش ضلعی را انداخت و چهار به دست آورد.
the hexagonal wrench fits a six-sided screw perfectly.
آچار شش ضلعی به خوبی با یک پیچ شش ضلعی مطابقت دارد.
the honeycomb structure features six-sided cells for optimal strength.
ساختار لانه زنبوری دارای سلولهای شش ضلعی برای استحکام بهینه است.
the artist created a sculpture using six-sided geometric shapes.
هنرمند مجسمهای با استفاده از اشکال هندسی شش ضلعی ایجاد کرد.
the six-sided prism refracted the light into a rainbow.
پریزم شش ضلعی نور را به یک رنگین کمان تبدیل کرد.
six-sided die
شش وجهی
six-sided shape
شش وجهی
six-sided figure
شش وجهی
six-sided prism
هگزاگونال
six-sided polygon
شش ضلعی
a six-sided object
شیء شش وجهی
six-sided structure
ساختار شش وجهی
six-sided box
جعبه شش وجهی
six-sided building
ساختمان شش وجهی
six-sided world
جهان شش وجهی
the die had six-sided faces, allowing for a variety of game outcomes.
تاس دارای وجههای شش ضلعی بود که به ایجاد نتایج مختلف در بازی اجازه میداد.
a six-sided nut provides a secure fastening in machinery.
یک مهره شش ضلعی، بستن ایمن در ماشینآلات را فراهم میکند.
the building's design incorporated six-sided modules for structural stability.
طراحی ساختمان شامل ماژولهای شش ضلعی برای استحکام سازهای بود.
we used six-sided bolts to reinforce the wooden frame.
ما از پیچهای شش ضلعی برای تقویت قاب چوبی استفاده کردیم.
the geodesic dome was constructed with six-sided panels.
گنبد ژئودزیک با پنلهای شش ضلعی ساخته شد.
the puzzle consisted of interlocking six-sided pieces.
پازل از قطعات شش ضلعی در هم قفل شده تشکیل شده بود.
he rolled the six-sided die and got a four.
او تاس شش ضلعی را انداخت و چهار به دست آورد.
the hexagonal wrench fits a six-sided screw perfectly.
آچار شش ضلعی به خوبی با یک پیچ شش ضلعی مطابقت دارد.
the honeycomb structure features six-sided cells for optimal strength.
ساختار لانه زنبوری دارای سلولهای شش ضلعی برای استحکام بهینه است.
the artist created a sculpture using six-sided geometric shapes.
هنرمند مجسمهای با استفاده از اشکال هندسی شش ضلعی ایجاد کرد.
the six-sided prism refracted the light into a rainbow.
پریزم شش ضلعی نور را به یک رنگین کمان تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید