hibernal

[ایالات متحده]/haɪˈbɜːnəl/
[بریتانیا]/haɪˈbɜrnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زمستان

عبارات و ترکیب‌ها

hibernal season

فصل خواب

hibernal landscape

مناظر زمستانی

hibernal chill

سرمای زمستانی

hibernal nights

شبه های زمستانی

hibernal activities

فعالیت های زمستانی

hibernal winds

وزش بادهای زمستانی

hibernal beauty

زیبایی زمستانی

hibernal months

ماهه های زمستانی

hibernal flora

گیاهان زمستانی

hibernal migration

مهاجرت زمستانی

جملات نمونه

the hibernal season brings a quiet beauty to the landscape.

فصل خواب زمستان، زیبایی آرام‌بخش را به مناظر هدیه می‌دهد.

many animals prepare for hibernal months by storing food.

بسیاری از حیوانات برای ماه‌های زمستان با ذخیره غذا آماده می‌شوند.

hibernal activities are often limited due to the cold weather.

فعالیت‌های زمستانی اغلب به دلیل هوای سرد محدود می‌شوند.

the hibernal chill in the air signals the approach of winter.

سرمای زمستانی در هوا نشان‌دهنده نزدیک شدن زمستان است.

people often enjoy hibernal sports like skiing and snowboarding.

افراد اغلب از ورزش‌های زمستانی مانند اسکی و اسنوبرد لذت می‌برند.

hibernal nights are perfect for cozy gatherings by the fire.

شبه‌های زمستانی برای دورهمی‌های دنج کنار آتش عالی هستند.

the hibernal landscape transforms into a winter wonderland.

مناظر زمستانی به یک سرزمین عجایب زمستانی تبدیل می‌شوند.

some plants enter a hibernal state to survive the frost.

برخی از گیاهان وارد یک حالت زمستانی می‌شوند تا از سرما جان سالمند به در ببرند.

we should prepare our home for the hibernal months ahead.

ما باید خانه‌مان را برای ماه‌های زمستانی آینده آماده کنیم.

hibernal traditions often include festive celebrations and feasts.

رسوم زمستانی اغلب شامل جشن‌ها و ضیافت‌های جشن‌گونه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید