hilarities

[ایالات متحده]/hɪˈlærɪtiz/
[بریتانیا]/hɪˈlærɪtiz/

ترجمه

n. حالت‌های به طرز خنده‌داری بامزه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

hilarities abound

خنده های فراوان

hilarities ensue

خنده ها آغاز می شوند

hilarities emerge

خنده ها ظاهر می شوند

hilarities unfold

خنده ها آشکار می شوند

hilarities ensnare

خنده ها به دام می اندازند

hilarities erupt

خنده ها فوران می کنند

hilarities reign

خنده ها حاکم می شوند

hilarities escalate

خنده ها تشدید می شوند

جملات نمونه

her stories are filled with hilarities that keep everyone laughing.

داستان‌های او پر از لحظات خنده‌دار و خوشحالی است که باعث می‌شود همه بخندند.

we shared many hilarities during our road trip last summer.

ما در طول سفر جاده‌ای تابستان گذشته خود، لحظات خنده‌دار زیادی را با هم تقسیم کردیم.

the comedian's performance was full of hilarities that entertained the audience.

اجای کمدین پر از لحظات خنده‌دار بود که مخاطبان را سرگرم کرد.

there were several hilarities at the party that made it unforgettable.

در مهمانی لحظات خنده‌دار زیادی وجود داشت که آن را فراموش‌نشدنی کرد.

his book is a collection of hilarities from his childhood.

کتاب او مجموعه‌ای از لحظات خنده‌دار دوران کودکی‌اش است.

we laughed at the hilarities of everyday life.

ما به خنده‌های زندگی روزمره می‌خندیدیم.

the movie was filled with hilarities that appealed to all ages.

فیلم پر از لحظات خنده‌دار بود که برای همه سنین جذاب بود.

her sense of humor brings hilarities to every gathering.

حس شوخ طبعی او خنده‌هایی را به هر جمعیتی می‌آورد.

we reminisced about the hilarities of our college days.

ما به یاد خاطرات خنده‌دار دوران دانشگاهی خود افتادیم.

his hilarious anecdotes were filled with unexpected hilarities.

داستان‌های خنده‌دار او پر از خنده‌های غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید