hilts

[ایالات متحده]/hɪlts/
[بریتانیا]/hɪlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع hilt) دسته یک شمشیر، خنجر و غیره؛ حمایت کامل از کسی؛ به طور کامل؛ به حداکثر حد؛ دسته‌های شمشیرها، خنجرها و غیره؛ حمایت کامل از کسی؛ به حداکثر حد
v. سوم شخص مفرد hilt؛ حمایت کامل از کسی؛ به حداکثر حد

عبارات و ترکیب‌ها

sword hilts

دسته شمشیر

decorative hilts

دسته های تزئینی

ornate hilts

دسته های مزین

knife hilts

دسته چاقو

hilt designs

طراحی های دسته

hilt materials

مواد دسته

hilt styles

سبک های دسته

hilt grips

گرفت دسته

hilt embellishments

زینت های دسته

hilt finishes

پوشش دسته

جملات نمونه

the swords were adorned with intricate hilts.

شمشیرها با تزئینات پیچیده تزئین شده بودند.

she admired the craftsmanship of the hilts.

او از هنر ساخت دستگیره‌ها تحسین کرد.

he carefully polished the hilts of his collection.

او با دقت دستگیره‌های مجموعه خود را صیقل داد.

the hilts of the daggers were encrusted with jewels.

دستگیره‌های خنجرها با جواهرات آراسته شده بودند.

she wrapped her fingers around the hilts tightly.

او انگشتان خود را محکم دور دستگیره‌ها پیچید.

the hilts were designed for better grip.

دستگیره‌ها برای گرفتن بهتر طراحی شده بودند.

he displayed the hilts prominently in his gallery.

او دستگیره‌ها را به طور برجسته در گالری خود به نمایش گذاشت.

the hilts were crafted from rare materials.

دستگیره‌ها از مواد کمیاب ساخته شده بودند.

she was fascinated by the history of the hilts.

او مجذوب تاریخچه دستگیره‌ها بود.

the hilts of the ceremonial swords were especially ornate.

دستگیره‌های شمشیرهای تشریفاتی به ویژه بسیار تزئینی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید