hobbles along
به آرامی حرکت میکند
hobbles away
دور میشود
hobbles back
برمیگردد
hobbles home
به سمت خانه میرود
hobbles slowly
به آرامی میخزد
hobbles forward
به جلو میخزد
hobbles quickly
به سرعت میخزد
hobbles awkwardly
به طرز نامناسبی میخزد
hobbles over
از روی آن میخزد
hobbles off
از آنجا میخزد
the old man hobbles down the street every morning.
مرد پیر هر روز صبح با لنگیدن در خیابان راه میرود.
after the injury, she hobbles on crutches.
پس از آسیبدیدگی، او با استفاده از عصا با لنگیدن راه میرود.
the dog hobbles after stepping on a thorn.
سگ پس از روی زمین گذاشتن روی خار، با لنگیدن راه میرود.
he hobbles into the room, clearly in pain.
او با لنگیدن وارد اتاق میشود، به وضوح درد دارد.
she hobbles along the path, enjoying the scenery.
او در حالی که از منظره لذت میبرد، با لنگیدن در امتداد مسیر حرکت میکند.
the injured athlete hobbles to the sidelines.
ورزشکار آسیبدیده با لنگیدن به خط کنار زمین میرود.
he hobbles to the bus stop, hoping to catch the next bus.
او با لنگیدن به ایستگاه اتوبوس میرود، امیدوار است اتوبوس بعدی را بگیرد.
the elderly woman hobbles with the help of her walker.
زن مسن با کمک واکر خود با لنگیدن راه میرود.
after the fall, he hobbles around the house.
پس از افتادن، او با لنگیدن در اطراف خانه راه میرود.
she hobbles over to her friend for support.
او برای حمایت از دوست خود با لنگیدن به سمت او میرود.
hobbles along
به آرامی حرکت میکند
hobbles away
دور میشود
hobbles back
برمیگردد
hobbles home
به سمت خانه میرود
hobbles slowly
به آرامی میخزد
hobbles forward
به جلو میخزد
hobbles quickly
به سرعت میخزد
hobbles awkwardly
به طرز نامناسبی میخزد
hobbles over
از روی آن میخزد
hobbles off
از آنجا میخزد
the old man hobbles down the street every morning.
مرد پیر هر روز صبح با لنگیدن در خیابان راه میرود.
after the injury, she hobbles on crutches.
پس از آسیبدیدگی، او با استفاده از عصا با لنگیدن راه میرود.
the dog hobbles after stepping on a thorn.
سگ پس از روی زمین گذاشتن روی خار، با لنگیدن راه میرود.
he hobbles into the room, clearly in pain.
او با لنگیدن وارد اتاق میشود، به وضوح درد دارد.
she hobbles along the path, enjoying the scenery.
او در حالی که از منظره لذت میبرد، با لنگیدن در امتداد مسیر حرکت میکند.
the injured athlete hobbles to the sidelines.
ورزشکار آسیبدیده با لنگیدن به خط کنار زمین میرود.
he hobbles to the bus stop, hoping to catch the next bus.
او با لنگیدن به ایستگاه اتوبوس میرود، امیدوار است اتوبوس بعدی را بگیرد.
the elderly woman hobbles with the help of her walker.
زن مسن با کمک واکر خود با لنگیدن راه میرود.
after the fall, he hobbles around the house.
پس از افتادن، او با لنگیدن در اطراف خانه راه میرود.
she hobbles over to her friend for support.
او برای حمایت از دوست خود با لنگیدن به سمت او میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید