hobnobs

[ایالات متحده]/ˈhɒbnɒbz/
[بریتانیا]/ˈhɑːbˌnɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با هم نوشیدن یا به طور دوستانه گفتگو کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hobnobs with

با بیسکویت‌های حبنوب

hobnobs around

حبنوها در اطراف

hobnobs often

حبنوها اغلب

hobnobs elite

حبنوهای نخبه

hobnobs daily

حبنوها روزانه

hobnobs socially

حبنوها به صورت اجتماعی

hobnobs freely

حبنوها آزادانه

hobnobs casually

حبنوها به طور اتفاقی

hobnobs frequently

حبنوها به طور مکرر

hobnobs together

حبنوها با هم

جملات نمونه

he often hobnobs with celebrities at exclusive events.

او اغلب در رویدادهای انحصاری با افراد مشهور معاشرت می‌کند.

she likes to hobnob with influential people in the industry.

او دوست دارد با افراد влияگذار در صنعت معاشرت کند.

during the gala, many politicians hobnobbed with business leaders.

در طول گالا، بسیاری از سیاستمداران با رهبران کسب و کار معاشرت کردند.

it's not uncommon for him to hobnob with the rich and famous.

برای او غیرمعمول نیست که با ثروتمندان و مشهور معاشرت کند.

at the charity event, she hobnobbed with various donors.

در رویداد خیریه، او با اهداکنندگان مختلف معاشرت کرد.

they often hobnob at the country club on weekends.

آنها اغلب در آخر هفته‌ها در کلاب کشور معاشرت می‌کنند.

hobnobbing with the elite can open many doors.

معاشرت با نخبگان می‌تواند درهای زیادی را باز کند.

he was seen hobnobbing with the stars after the concert.

او را در حال معاشرت با ستارگان پس از کنسرت دیده شد.

she enjoys hobnobbing with the upper crust of society.

او از معاشرت با طبقه بالای جامعه لذت می‌برد.

hobnobbing with influential people can enhance your career.

معاشرت با افراد влияگذار می‌تواند حرفه شما را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید